ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - سه- غرق شدن در گناه و تباهى
سرباز مىزد و تنها هوا و هوس خود را مبناى عمل اجتماعى قرار مىداد، هيچ تفاوتى ندارد. حتّى اگر در ظاهر جامعهاى مدرن و پيشرفته باشد.
سه- غرق شدن در گناه و تباهى
نتيجه طبيعى حقگريزى و حقستيزى مردم عصر جاهلّيت و پافشارى آنها بر حكم غير خدا، پذيرش ولايت شيطان در همه زمينهها و غرق شدن در گناه و تباهى بود. اين موضوع را به خوبى مىتوان از سخنان امير مؤمنان، على (ع) دريافت:
«به رسالتش فرستاد، درحالىكه مردم، گمراهانى حيرتزده و در فتنه فرو افتاده بودند. هوا و هوس، آنان را بر خود غوطهور و كبر و نخوت از طريق صوابشان منحرف ساخته؛ جاهلّيت تاريك، آنان را سبكسر و در كارها متزلزل و حيران نموده بود.»[١]
گفتنى است بر اساس فرهنگ قرآن كريم، مردم يا سر در گرو ولايت الله دارند و در نتيجه در نور و روشنايى به سر مىبرند يا پيرو ولايت شيطان و طاغوتند و يكسره غرق در تاريكى و ضلالت.[٢] بنابراين، به طور طبيعى، مردمى كه به مخالفت با ولايت حق مىپردازند و از فرامين الهى سر مىپيچند، در دايره ولايت شيطان وارد مىشوند و همه مناسبات فردى و اجتماعى آنها رنگ و بوى شيطانى پيدا مىكند.
اين، سرنوشت محتوم همه جوامعى است كه در برابر ولايت خدا سر تسليم فرود نمىآورد. چه جامعه جاهلى دوران رسالت نبى مكرّم (ص) باشد و چه جوامع به اصطلاح مدرن عصر حاضر.
با توجّه به مطالب ياد شده مىتوان گفت آنچه در روايات اسلامى از آن به عنون مرگ جاهلى يا حيات بدون امام ياد شده است، شاخصههاى متوردى دارد كه مهمترين آنها عبارتند از: ١. حقگريزى و حقستيزى؛ ٢. پيروى از حكم غير الهى؛ ٣. غرق شدن در گناه و تباهى ٤. انحطاط اخلاقى ٥. ظلم و بىعدالتى و ناديده گرفتن حقوق ديگران.
اين شاخصهها اختصاص به جامعه جاهلى عصر رسالت حضرت ختمى مرتبت (ص) نداشته و در هر جامعهاى كه امام عصر (ع) خود را نشناسد و سر در گرو اطاعت او نگذارد، اين شاخصهها بروز و ظهور مىيابد.
اميدوارم كه خداوند به همه ما توفيق رهايى از مرگ جاهلى را عطا فرمايد. آمين
پىنوشتها:
[١]. سوره فتح (٤٨)، آيه ٢٦.
[٢]. ابوعلى فضل بن حسن طبرسى، تفسير مجمع البيان، ترجمه: على كرمى، ج ٢٥ و ٢٦، صص ٧٥٤ و ٧٥٥.
[٣]. سيّد هاشم بحرانى، البرهان فى تفسير القرآن، ج ٧، ص ٢٤٢.
[٤]. نهجالبلاغه، ترجمه: محمّدمهدى فولادوند، خطبه ٢٣٤ (قاصعه)، ص ٣٠٤.
[٥]. همان.
[٦]. سوره حجر (١٥)، آيه: ٣٩.
[٧]. نهجالبلاغه، خطبه ٢٣٤، ص ٣٠٥.
[٨]. سوره مائده (٥)، آيه ٤٩.
[٩]. همان، آيه ٥٠.
[١٠]. محمّد بن يعقوب كلينى، الكافى، ج ٧، ص ٤٠٧، باب اصناف القضا، ح ١.
[١١]. سوره مائده (٥)، آيه ٤٤.
[١٢]. همان، آيه ٤٥.
[١٣]. الكافى، ج ٧، ص ٤٠٧، باب من حكم بغير ما انزل الله عزوجل، ح ١.
[١٤]. ر. ك: شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ١٨، صص ٩- ٥٢.
[١٥]. نهجالبلاغه، ترجمه: محمّدمهدى فولادوند، خطبه ٩٤، ص ١١٩.
[١٦]. ر. ك: سوره بقره (٢)، آيه ٢٥٧؛ سوره جاثيه (٤٥)، آيه ١٩.