ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٧ - يك- حق گريزى و حق ستيزى
ساخت.»
در تفسير «مجمع البيان»، واژه «حميّت» اينگونه معنا شده است:
اين واژه به مفهوم انكار و حقناپذيرى آمده است؛ براى نمونه هنگامى كه گفته مىشود: «فلان ذو حمية منكره» منظور اين است كه او داراى خشم و سرسختى و لجاجت است.[١]
چنانكه از تفاسير برمىآيد، آيه ياد شده به هنگام صلح حديبيّه و پس از مخالفت كفّار قريش با آوردن عبارت «بسم الله الرّحمن الرّحيم» و «رسول الله» در اين صلحنامه، نازل شده است. در «تفسير البرهان» به نقل از على بن ابراهيم قمى، در اين زمينه چنين آمده است:
[مراد از كافران در اين آيه] قريش و سهيل بن عمرو هستند كه به پيامبر خدا (ص) گفتند: ما [خداى] رحمان و رحيم را نمىشناسيم و همچنين گفتند: اگر تو را پيامبر خدا مىدانستيم با تو نمىجنگيديم. پس بنويس: «محمّد بن عبدالله».[٢]
امام على (ع) در خطبه قاصعه به تفصيل ويژگىهاى «حميّت» و «عصبيّت» مردمان عصر خود را كه به پيروى از مردم عصر جاهلّيت با عناد و سركشى در برابر خليفه به حقّ رسول خدا (ص) ايستاده بودند و با آن حضرت مخالفت مىكردند، بررسى كرده و ابليس را به عنوان نخستين كسى معرفى مىكند كه عصبيّت و سركشى در برابر حق را آشكار ساخت و از حميّت و خودپسندى پيروى كرد:
ابليس دشمن خدا و پيشواى متعصبان، و پيشرو گردنكشان است كه بنياد عصبيّت را پايه نهاد و بر سر لباس عزّت و جبروت با خدا به منازعه برخاست و لباس عزّت را بر خود پوشيد و جامه خوارى و فروتنى از تن به در نمود.[٣]
اميرمؤمنان، على (ع) در بخشى ديگر از سخنان خود، مردمان را از پيروى طريق حميّت و عصبيّت بر حذر مىدارد و مىفرمايد:
«پس بندگان خدا، بترسيد از دشمن خدا، مباد شيطان شما را به بيمارى خود [تكبّر و خودپسندى] دچار گرداند و با نداى خود شما را از جاى برانگيزد و سواران و پيادگان خود را بر سر شما فرو ريزد.»[٤]
آن حضرت، در ادامه خطبه، تهديد شيطان براى گمراه ساختن همه اهل زمين را يادآورى و تأكيد مىكند كه «زادگان حميّت» و «برادران عصبيّت» در حقيقت، سخن شيطان را تصديق كردند:
«به جان خودم سوگند كه او تير تهديد در كمان نهاده و كمانش را سخت كشيده و از محلّى نزديك بر شما تير مىبارد و گفته است: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مىآرايم و همه را گمراه خواهم ساخت.»[٥] با اين سخن، تير به تاريكى و هدفى دور انداخت و گمانى خطا بر زبان راند، ولى زادگان حميّت و برادران عصبيّت و سواران خودبزرگبينى و نادانى سخنش را تصديق كرده و راست پنداشتند.»[٦]
با دقّت در سخنان اميرمؤمنان و مولاى متّقيان على (ع)، به خوبى مىتوان دريافت كه حميّت و عصبيّت اختصاص به دوران جاهلّيت اولى ندارد و در هر زمان كه گروهى با پيروى از «پيشواى متعصّبان و پيشرو گردنكشان» به جاى فروتنى در برابر خداى تعالى به منازعه با او برخيزند و خود را برتر بدانند، مىتوان نشانههاى دوران جاهلّيت را مشاهده كرد.
به راستى ميان اعراب متعصّب عصر جاهلى كه با تكبّر و خودپسندى تمام، از پذيرش خداى رحمان و رحيم و رسالت پيامبر خاتم (ص) سرباز مىزدند و مردمان به ظاهر متمدّن عصر جديد كه با شعار «امانيسم» (اصالت انسان) انسان را محور همه هستى و صاحب اختيار تامّ و تمام خود معرفى مىكنند و با تكيه بر «راسيوناليسم»