ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - ٣ شيعيان صهيونيست!
توجّه به اين نكته بسيار حائز اهمّيت است كه يهود؛ يعنى دشمنان اصلى به حسب آيه ٨٢ سوره مائده، در سند قرآنى، حريصترين مردم در زندگى دنيوى تعريف شدهاند: «وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا؛ و آنان را مسلّماً آزمندترين به زندگى و [حتّى حريصتر] از كسانى كه شرك مىورزند، خواهى يافت.»[١] بنابراين آرمانهاى اين جهانى مسلمانان (خلافت در زمين و اقامه نظام عادلانه و ...) را در تضاد با منافع خود كه «وَأَخْذِهِمُ الرِّبَوا[٢]؛ يعنى ربا گرفتن است، يافته، بنابراين بهطور جدّى با آن به دشمنى برمىخيزند و چون محور اصلى آن آرمان، امام و يارانش است، در نتيجه با امام و يارانش (تشيّع) جدّىترين دشمنى را اعمال مىكنند.
مراحل دشمنى: سه جبهه دجّال
با درنگ در سندهاى دينى (قرآن و روايات) در مىيابيم دشمن اصلى؛ يعنى يهود در سه جبهه با رسالت و آرمانهاى الهىاش به ستيز خواهد پرداخت: جبههاى جهانى، جبههاى در جهان اسلام و جبههاى درون مرزهاى شيعه!
١. دجّال يهودى
دجّال يك جريان يهودى است، از يهوديّه مىآيد و ضدّ منجى است. انطباق اين آموزههاى روايى بر استراتژى تبيين شده قرآن كه شديدترين دشمن را يهود معرفى مىكند، ما را به اين يقين مىرساند كه يهود براى مواجهه با تشيّع (اسلام ناب) دست به ايجاد يك جبهه جهانى مىزند.
رژيم غاصب اسرائيل در دنياى كنونى فقط يك قطعه از اين پازل است و بايد سراغ لايههاى سياسى، حقوقى، فرهنگى آن را در بقيه مناسبات، به ظاهر، بىطرف بينالمللى هم گرفت. بر نويسندگان و پژوهشگران لازم است ردّپاى اين دشمنى را در اين مناسبات و قواعد اداره جهان كنونى بيابند و افشا كنند.
٢. يهوديان تنزيلى؛ زمينه سازان دجّال
جبهه دوم دشمن اصلى در خطوط جهان اسلام براى ضربه زدن به كانون رسالت حضرت محمّد (ص) تشكيل خواهد شد. اينها از خون و نژاد يهود نيستند، ولى در حكم يهودند. هم سزاى يهود براى آنهاست و هم مرام يهود را كسب كرده، در خدمت او در آمدهاند. بنابراين آنان را «يهوديان تنزيلى» نام مىنهيم. مستند اين جبهه، حديثى شريف از امام صادق (ع) است. احمد بن محمّد برقى در كتاب «محاسن» از محمّد بن مروان از حضرت صادق (ع) روايت كرده كه پيامبر (ص) فرمود: «هر كس بر بغض و دشمنى با ما بميرد،
يهودى محشور مىشود!» سؤال شد: چرا يهودى؟ در حالى كه آنها مسلمان زاده بودهاند؟! فرمود: «چون اگر دجّال خروج كند از سپاهيان او خواهند شد.»[٣]
نكات كليدى اين حديث:
الف) جريان دجّال يك جريان يهودى است، چون امام بين يهودى شدن و همراهى دجّال ملازمه برقرار فرمود.
ب) همان محور دشمنى، اينجا هم هست؛ يعنى بغض به امامت و تشيّع.
ج) جبهه دوم، دجّال است. در جهان اسلام مىتوان به آن گفت: جريان اسلام صيهونيستى. مسلمانانى كه در خدمت آرمانهاى يهود با تشيّع مىجنگند، امّا با صهيونيسم سر سازش و آشتى دارند.
بىشك جريان وهّابى، سلفىگرى، سعودى، طالبانى، تكفيرى و القاعدهاى امروز منطبق بر اين معيار امام صادق (ع) است. ظلال، ثروتمندترين عرب، در خدمت صنعت توريسم اسرائيل و سهامدار بزرگ «فاكس نيوز» و ... امّا دشمن تشيّع است. القاعده و تكفيرىها تاكنون كمترين تهديدى براى اسرائيل نداشتهاند، امّا هميشه نواميس تشيّع را تهديد و تخريب مىكنند و سعودىها حاضرند خرج جنگ اسرائيل با حزب الله را بپردازند و شيعيان يمن را قتل عام كنند و ....
نكته حائز اهمّيت اين است كه اين يهوديان تنزيلى كه در خطّ همان دشمن نشان دار قرآن قرار مىگيرند، همان سفيانى معروف را مىزايند. سفيانى در روايات ما يك وجه اصلى و آرم دار دارد و آن دشمنى با اهلبيت (ع) و تشيّع است. اوست كه با اشغال عراق از مردم مىخواهد شيعيان على (ع) را معرفى كنند و جايزه بگيرند.
پس مىتوان گفت: اوّلًا همين جريان وهّابى- سعودى به سفيانى مىانجامد، حال سفيانى هر كس باشد. ثانياً سفيانيسم جبهه درونِ اسلام از سوى صهيونيسم است.
٣. شيعيان صهيونيست!
جبهه سوم را يهود- دشمن اصلى- درون مرزهاى تشيّع تشكيل مىدهد تا به كانون اصلى رسالت الهى اسلام ناب نزديك و زمينه ضربه را فراهم كند. واضح است اين جبهه هم به نوبه خود زمينهساز خسارت سفيانيسم و سپس دجّال است. مستند افشاى اين جبهه روايتى از امام رضا (ع) است كه فرمود: «از كسانى كه راه مودّت ما اهلبيت را برگزيدند، كسانى هستند كه فتنه آنها از دجّال شديدتر است.» مىپرسند: چگونه فتنه مىكنند؟ مىفرمايد: «به واسطه دوستى