ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - اندر حكايت شعيب بن صالح!
سيّد يمانى معرّفى مىكرد، بلوايى به راه انداخت و جماعت بسيارى را به خاك و خون كشيد. دست آخر معلوم شد گمارده بيگانگان و دست پرورده خوان گسترده سلفىهاست.
به جز اينها كه جملگى در داخل جغرافياى اسلامى و عالم شيعى به سر مىبرند، از اوايل پيروزى انقلاب اسلامى نيز سازمانهاى امنيّتى «سيا» و «موساد» و «MI ٦» «انگليس» نيز سر در پى كشف رابطه رهبران مسلمان و شيعى با امام زمان (ع) گذارده بودند. اطّلاعات موثّقى وجود دارد كه نشان مىدهد آنها در بازداشتگاههاى خود، اسيران مسلمان را براى كسب اطّلاعات در اين باره شكنجه مىكردند. مرحوم شهيد شيخ راغب، يكى از آن مردان بود كه پرده از بازجويىهاى خاخامهاى يهودى و سعى آنها براى شناسايى امام برداشت.
بسيارى از دستگير شدگان درگيرىهاى «يمن» هم در اين باره سخن گفتهاند و از اين بالاتر اطّلاعاتى وجود دارد كه نشان مىدهد اشغالگران عراق، برخى چوپانان صحراى عراق را نيز دزديده و به اميد كشف ردّ و نشان حضرت، به بازداشتگاه بردهاند.
طى سالهاى اخير چندين گروه خبرنگارى نيز از كشورهاى اروپايى براى تهيّه گزارش و كسب خبر به «تهران» و «قم» اعزام شدند.
اين همه نشان مىدهد كه دو گروه بيگانه و خودى، با دو نيّت متفاوت، سعى در شناسايى زود هنگام وقايع و اشخاص مؤثّر در واقعه شريف ظهور داشته و سعى وافرى در اين باره كردهاند.
شكّى نيست كه زمانِ «ظهور»، از اسرار الهى است و كسى بدان دسترسى ندارد، ضمن آنكه حضرات معصومان (ع) تعيين كننده وقت را كذّاب و دروغزن خواندهاند.
امام (ع) نيز سرّ خداست و مظهر اسم غيب خداوند است و خارج از اراده خداوند و ايشان ديّارالبشرى قادر به كشف محلّ استقرار، زندگى و رفت و آمدشان نيست.
بارها گفته و نوشتهام كه اساساً مهدويّت در زمره «امنيّتىترين مباحث و مسائل» مسلمانان پيرو اهل بيت (ع) است. از همين جاست كه ورود به امنيّتىترين بخش از حيات مستضعفان و آنچه كه خداوند آن را چون سرّى مكتوم و سر به مهر نگه داشته، بيان حتّى حدس و گمان در اين باره حكايت از منتهاى خامى و ناپرهيزى دارد.
خسارات ناشى از ناپرهيزى و ملاحظه نكردن خاستگاه ويژه امنيّتى اين امر غيرقابل محاسبه است.
از آنجا كه دشمن مسلّح از قرون ماضى سر در پى كشف اين راز داشته و مترصّد ضربه زدن به كيان شيعيان و از بين بردن همه زمينههاى ظهور كبراى سرّ خدا است، اين ناپرهيزى متّكى به حدس و گمان- و البتّه گاه طرّاحى شده از سوى بيگانگان و مغرضان- مىتواند باعث بروز درگيرى ناخواسته شيعهخانه امام زمان (ع) با حاميان سفيانى؛ يعنى ائتلاف صليب و صهيون شود. مسلّماً همان جماعتى كه روزى به اميد دستيابى به حضرت موسى (ع) جمله زنان حامله را شكم دريدند و براى جلوگيرى از تولّد «مهدى» و به قتل رساندن ايشان دو نسل از امامان شيعه را در اردوگاه نظامى «سامرّاء» زندانى كردند، براى كشف و شناسايى دوستان امام نيز از هيچ جنايتى دريغ نخواهند ورزيد.
روايتى به اين مضمون از حضرت امام جعفر صادق (ع) موجود است كه ايشان اين كنكاش و «بوالفضولى» را باعث به تأخير افتادن امر ظهور مقدّس اعلام كردهاند.
مستضعفان درگير با فقر و تنگنا و حصار، همواره بر لبه تيز بيم و اميد به سر مىبرند. خبرى از احتمال رهايى آنان را برمىانگيزد و حادثهاى تلخ نيز آنها را مغموم و مأيوس مىسازد. اين گونه پيشبينى و مصداقسازى نا به هنگام و از روى ناپرهيزى، حدّاقل پيامدش آوار شدن موجى از يأس بر سر مستضعفان است. چه كسى مىتواند مصاديق نام برده شده درباره سيّد خراسانى، شعيب، يمانى و سفيانى را به طور ١٠٠% تعيين و تأييد نمايد؟ قطعاً كسى جز خداوند و حضرت صاحب الزّمان (ع) قادر به اين امر نيست. چنانچه با گذر ايّام و بروز حوادث، اين حدس و گمان اشتباه از آب درآيد يا آنكه به سبب بروز «بداء» كه از ضروريّات اعتقادى ماست، واقعه