ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - آيينه نگاه
كردن با دشمنان ما اهلبيت و دشمنى كردن با دوستان اهلبيت (ع). زمانى كه اين اتفاق افتاد حقّ و باطل در هم آميخته مىشود و امر مشتبه مىگردد.»[١]
نكات محورى اين حديث:
الف) اينان گرچه بغض اهلبيت (ع) ندارند و حتّى خود اهلبيت (ع) را دوست مىدارند و شيعه اسمىاند، ليكن به علّت دوستى با دشمن اصلى، در خدمت او درمىآيند و زمينه ساز فتنه بزرگ او مىشوند؛
ب) دوستى با دشمنان اهلبيت (ع)، حتماً كمك به فتنه دجّال است (چنان كه اين جبههها با توجّه به مجموع روايات به هم مرتبط و متّصل مىشوند؛ ولو مخفى و نامرئى)؛
ج) مشتبه شدن امر، كه همان مسئله بزرگ امامت و رسالت بزرگ آن است، محصول اين اختلاط و قاطى شدن است. به تعبير ديگر در هاضمه آنها افتادن و عالم و آدم و مبدأ و غايت را با چشم آنها ديدن، محصول اين دوستى است كه در نتيجه آرمان بزرگ خود را فراموش كردن و پى نخود سياه آنها افتادن و سپس خدمه كالاهاى تقلّبى آنها شدن را در پى دارد.
به تحقيق، جريان روشنفكر غرب زده در درون جهان شيعه با همه لايههاى مختلف فكرى، فرهنگى و سياسى آن به مرور اين جبهه را تشكيل مىدهند. جريانى كه ضدّيت زدايى از غرب و بنيانها و بناهاى ضدّدينى آن را تئوريزه مىكنند. اينان در مناسبات حقوقى- سياسى به دنبال منطبق كردن تعاليم اسلامى با آموزههاى دئيستى (بىخدايى) حقوق بشرند و بهجاى برقرارى نظام ولايى، سوداى دمكراسى خواهى دارند و ليبراليسم (آزادى) را برترين كالا براى بشر مىدانند كه دين و عدالت بايد خود را متناسب با آن بكند تا لايههايى كه محصولات غرب از موسيقىها، خوراكىها، پوشيدنىها، بازىها، ورزشها و در كل، فرهنگ آنها را تبليغ و تثبيت مىكنند، به مرور همه جزو اين جبهه گردند يا از آن جدا شده، به جبهه اهل حق بپيوندند.
مضمون اين حديث رضوى (ع) باز در سوره مائده بانگ زده شده است كه:
«ياأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد! يهود و نصارا را دوستان [خود] مگيريد [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد، از آنان خواهد بود.» ٥
توجّه دادن به اين صيرورت و عدم هم جبههگى با دشمنان آرمان رسول الله (ص)، بزرگترين نياز فرهنگى ما براى نسل انقلاب است كه بسى در خواب غفلت و تغافل است.
پىنوشتها:
[١]. سوره مائده (٥)، آيه ٨٢.
[٢]. سوره بقره (٢)، آيه ٩٦.
[٣]. سوره نساء (٤)، آيه ١٦١.
[٤]. وسائل الشيعه، ج ١٦، ص ١٧٩.
[٥]. سوره مائده (٥)، آيه ٥١.
مهمان ماه
محمود تارى
محمود تارى، متخلّص به ياسر هستم. در سال ١٣٣٩ ش. در «تهران» متولّد شدم. تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم (ادبيّات و علوم انسانى) ادامه دادم و در حال حاضر نيز در تهران زندگى مىكنم. اوّلين سرودههاى من به سالهاى آغاز پيروزى انقلاب اسلامى برمىگردد، يعنى سال ٥٧ به اين طرف. انگيزهاى كه مرا به سرودنِ شعر علاقهمند كرد، مدّاحى اهل بيت عصمت و طهارت (ع) بود. هماكنون نيز يكى از بزرگترين افتخارات من، توفيق مدّاحى خاندان رسالت است و همچون لسان الغيب، حضرت حافظ شيرازى، كه رحمت خدا بر او باد، بر اين اعتقاد و باورم كه:
|
حافظ اگر قدم زنى در ره خاندان به صدق |
بدرقه رهت شود، همّت شحنه نجف |