ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و پانزدهم
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
اندر حكايت شعيب بن صالح!
٤ ص
(٤)
از ميان خبرها
٨ ص
(٥)
آخرالزّمان و رشد عجيب خريد پناهگاه هاى زيرزمينى در آمريكا
٨ ص
(٦)
ترويج شيطان پرستى در شمال تهران
٨ ص
(٧)
تشرّف فرزند رئيس BBC به اسلام
٨ ص
(٨)
جايزه 600 ميليونى وهّابيون براى انكار امامت
٨ ص
(٩)
دستگيرى يك تيم تروريستى بهايى در تهران
٨ ص
(١٠)
صهيونيست هاى كشاورز پشت مرزهاى ايران
٩ ص
(١١)
طرح تل آويو براى كاهش جمعيّت فلسطينيان در بيت المقدّس
٩ ص
(١٢)
وزير اطلاعات تبليغ مسيحيت در ميان دانش آموزان كشور
٩ ص
(١٣)
گلستانه
١٠ ص
(١٤)
لب و دندان «سنايى» همه توحيد تو گويد
١٠ ص
(١٥)
مناجات
١٠ ص
(١٦)
الهى!
١١ ص
(١٧)
مناجات
١١ ص
(١٨)
دعوت حق
١١ ص
(١٩)
رمضان فرصتى براى درد آشنايى يا مصرف گرايى
١٢ ص
(٢٠)
چشم در راه
١٥ ص
(٢١)
جاهليت مدرن
١٦ ص
(٢٢)
سرمايه سالارى، تبليغات و زنان
٢٣ ص
(٢٣)
عروسك باربى
٢٦ ص
(٢٤)
قصّه عروسك باربى
٢٧ ص
(٢٥)
جامعه شناسى مصرف زدگى در ايران
٣١ ص
(٢٦)
خيانت در رأس فمينيسم، بارورى و فاشيسم
٣٣ ص
(٢٧)
از مركز راكفلر تا ميدان وينى پگ
٣٥ ص
(٢٨)
شاخصه هاى مرگ جاهلى (قسمت دوم)
٣٦ ص
(٢٩)
ب) شاخصه هاى اعتقادى- اخلاقى
٣٦ ص
(٣٠)
يك- حق گريزى و حق ستيزى
٣٦ ص
(٣١)
دو- پيروى از حكم غير الهى
٣٨ ص
(٣٢)
سه- غرق شدن در گناه و تباهى
٣٩ ص
(٣٣)
زمينه سازان خروج دجّال
٤٠ ص
(٣٤)
وجه دشمنى
٤٠ ص
(٣٥)
مراحل دشمنى سه جبهه دجّال
٤١ ص
(٣٦)
1 دجّال يهودى
٤١ ص
(٣٧)
2 يهوديان تنزيلى؛ زمينه سازان دجّال
٤١ ص
(٣٨)
3 شيعيان صهيونيست!
٤١ ص
(٣٩)
مهمان ماه
٤٢ ص
(٤٠)
آيينه نگاه
٤٢ ص
(٤١)
طلوع رجعت
٤٣ ص
(٤٢)
فاصله
٤٣ ص
(٤٣)
شرح درد اشتياق
٤٤ ص
(٤٤)
روايت «كشف الاسرار» ميبدى
٤٤ ص
(٤٥)
روايت «ذُروة العليا فى سيرة المصطفى (ص)»
٤٤ ص
(٤٦)
روايت «سير الاقطاب»
٤٤ ص
(٤٧)
شرح درد اشتياق به روايت «كشف اليقين» علّامه حلّى
٤٦ ص
(٤٨)
روايت تفسير «منهج الصّادقين»
٤٦ ص
(٤٩)
زنده كننده اسلام
٥٠ ص
(٥٠)
تشرّف
٥٤ ص
(٥١)
انسان؛ مركّب از عقل و نفس
٥٥ ص
(٥٢)
سنخيّت، شرط تشرّف
٥٥ ص
(٥٣)
تخليّه و تحليّه، شرط تشرّف
٥٦ ص
(٥٤)
برخوردار از نعمت ها، امّا غافل از آنها
٥٨ ص
(٥٥)
عهد امام و عهد با امام
٦٠ ص
(٥٦)
خبر ويژه
٦٣ ص
(٥٧)
با خوانندگان
٦٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - جاهليت مدرن

به طور طبيعى اين حاكميّت ولايت الله بر مناسبات اجتماعى در شكل اتمّ و كاملش در زمان ظهور ولى الله الاعظم (ع) محقّق مى‌شود، ولى تا پيش از آن زمان، آيا مى‌توانيم مراتبى برايش قائل شويم؟

بله، ما بايد تلاشمان را بكنيم، يعنى نمى‌شود ما براى تحقّق ولايت اجتماعى امام تلاش نكنيم. اصلًا حقيقت معروف چيزى جز ولايت الله و ولايت امام نيست و حقيقت منكر چيزى جز ولايت اولياى طاغوت نيست و اين همان حديث منقول شيخ مفيد از امام صادق (ع) است كه: ابوحنيفه سؤال كرد: آقا معروف چيست؟ فرمودند:

«المعروف فى أهل السماء المعروف فى أهل الأرض و ذلك أمير المؤمنين على بن أبى طالب (ع)؛[١] آنچه در بين اهل آسمان معروف است در بين زمينيان هم معروف است و آن اميرمؤمنان على بن ابى طالب (ع) است.» گفت: منكر چيست؟ فرمود: «اللَّذَانِ ظَلَمَاهُ حَقَّهُ وَ ابْتَزَّاهُ أَمْرَهُ وَ حَمَلَا النَّاسَ عَلَى كَتِفِه؛[٢] كسانى كه در حقّ او ستم كردند، امر [خلافت‌] را به زور از او گرفتند و مردم را بر شانه‌هاى او نشاندند.» بنابراين، حقيقت امر به معروف، تلاش براى تحقّق ولايت الله در عرصه حيات اجتماعى و حقيقت نهى از منكر، جلوگيرى از گسترش ولايت اولياى طاغوت در آن است.

متأسّفانه، عدّه‌اى از كسانى كه حقيقتاً ولايت معصوم (ع) را قبول دارند و خودشان را ولايتى مى‌نامند، به عرصه حيات اجتماعى كه مى‌رسند، به دنبال اقامه ولايت نيستند و درگير با ولايت اولياى طاغوت نمى‌شوند و دستگاه تمدّنى آنان را خير مى‌دانند. نمى‌دانم آنان چگونه مى‌گويند كه ما ولايت معصوم (ع) را مى‌فهميم و بعد با اقدامِ براى تشكيل حكومت درگير مى‌شوند. در حالى كه اقدامِ براى تشكيل حكومت از مصاديق امر به معروف و نهى از منكر است. اصلًا امر به معروف و نهى از منكر كه تعطيل بردار نيست و هيچ دوره‌اى اين فرع قابل تعطيل نيست. بنابراين، تلاش براى جلوگيرى از بسط ولايت باطل، هم در حوزه حيات فردى و باطنى و هم در حوزه حيات اجتماعى لازم است. نبايد بگذاريم حيات اجتماعى عرصه دنياپرستى شود، حيات اجتماعى هم بايد عرصه توحيد و پرستش خداوند متعال شود. پس اين هم از مصاديق امر به معروف و نهى از منكر است، شيطان و دشمنان ائمه (ع) مى‌خواهند ولايت خودشان را در عرصه حيات اجتماعى جارى كنند و ما نبايد بگذاريم اين اتّفاق بيفتد.

تعجّب مى‌كنم كه چگونه بعضى از افراد با اين منكرات بزرگ؛ يعنى با ولايت اولياى طاغوت كه محور اقامه كفر و فساد است، درگير نمى‌شوند و تنها با مصاديقش كه معاصى در فروع است، درگير مى‌شوند. اينها را نهى از منكر مى‌دانند، ولى آن را نمى‌دانند.

با «هاليوود» و اقامه‌كنندگان فحشا درگير نمى‌شوند، ولى با كسى كه تحت تأثير آن فضا پوشش مناسب ندارد، درگير مى‌شوند. البتّه نمى‌گويم كه نبايد با اين منكر درگير نشوند؛ بلكه مى‌گويم چرا منكرهاى بزرگتر را نمى‌بينند و چرا جلوى آن منكرهاى بزرگ فرهنگى، سياسى و اقتصادى را نمى‌گيرند.

دستگاه تمدّنى غرب مدّعى جنگ براى گسترش ليبرال دمكراسى در كلّ جهان است و جنگ با اسلام را بسط ليبرال دمكراسى مى‌داند. آنها خوب مى‌فهمند كه مدل اداره اسلام، دمكراسى نيست. جايگاه مردم در حكومت دينى غير از دمكراسى است. مردم در اين حكومت، نقش حقيقى ديگرى را ايفا مى‌كنند و آن خيمه شب بازى‌

كه آنها درآورده‌اند، نيست. آنها، اين را مى‌فهمند و براى همين است كه لشكر كشى مى‌كنند؛ براى اينكه ليبرال دمكراسى جهانى، ايدئولوژى و فرهنگ خودشان را جهانى و فرهنگ اهل بيت (ع) و فرهنگ اسلام را يك فرهنگ تابع و خرده فرهنگ بكنند. ما بايد هوشيار باشيم. مأموريت ما همين است، حالا آيا ما مى‌توانيم؟ قطعى است كه ما نمى‌توانيم ظهور را محقّق كنيم، ولى مى‌توانيم به وظيفه خودمان عمل كنيم.

البتّه من اين مطلب را قبول دارم كه اقدامات بزرگ، شخصيّت‌هاى خودش را مى‌خواهد. من به بسيارى از فقهاى بزرگى كه در طول تاريخ اقدامات حضرت امام (ره) را نكردند، حق مى‌دهم. آنها نمى‌توانستند. در برخى از روايات نقل شده كه نزد امام معصوم (ع) مى‌آمدند و به ايشان مى‌گفتند كه: برويم پاى به ركاب گذاريم و اقدام كنيم. حضرت مى‌فرمودند: «نرويد براى اينكه شكست مى‌خوريد چون اين اقدام شما در «صحيفه فاطميّه» نيست.»

اين موضوع خيلى مهم است. براى اينكه صحيفه فاطميّه را جبرئيل براى حضرت زهرا (س) املا مى‌كرد و حضرت امير (ع) آن را مى‌نوشتند. در اين صحيفه، احكام نيست؛ بلكه حوادث مهمّى كه تا عصر ظهور به وقوع مى‌پيوندد، در آن يافت مى‌شود. من در برخى از آثار حضرت امام (ره) مانند «صحيفه نور» ديده‌ام و هم با دو واسطه سند از خودشان شنيده‌ام كه فرمودند: شايد قصّه و قضيه انقلاب در صحيفه فاطميّه آمده باشد[٣] و كار امام از آنجا نشئت گرفته و به همين دليل ماندگار شده است و در برابر اين همه دشمنى باقى مانده است.

احسان نراقى، مسئول جشن هنر «شيراز» در زمان پهلوى، چند سال پيش اعلام كرد كه: ميزان سرمايه‌گذارى‌اى كه در غرب در ربع قرن بعد از انقلاب عليه جمهورى اسلامى انجام شده در مجموع بيش از كلّ‌