خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ١١٨ - مبارزات مرجع بزرگ
و عمده زمانيكه اين روحيّه كاملا تجلى كرده بعد از درگذشت مرحوم آقاى بروجردى اعلى اللّه مقامه الشريف است كه شاه خائن باطن خبيث خود را كاملا بروز داد و مخالفت و سركشى را در برابر علما آغاز كرد با تصور خام خود خيال ميكرد اكنون كسى را ياراى مخالفت و توان مقاومت در برابر او نيست. ولى ديرى نپاييد كه با نيروهاى تازه نفسى يعنى اعلام و اعاظم قم مانند حضرت امام و ديگر مراجع بزرگ مواجه گرديد در اين ميان سهم وافرى از براى اين مرجع بزرگ است كه مخالفت خود را با قوانين شوم شاهانه به هر مناسبتى ابراز داشتند. و انظار و موضع سياسى خود را گاهى به صورت اعلانيهها وزمانى با ايراد بيانيهها و دگرگاه با طرد عوامل فساد و نپذيرفتن آنان و قطع شهريّه كسانى كه با اوقاف شاه همكارى ميكردند نشان داد. تمام برنامههاى شاه را يكى پس از ديگرى تحريم كردند در جريان انجمنهاى ايالتى و ولايتى با كمال شهامت ايستادگى كرده و مبارزه نمودند و برنامه شاه را ضد دين خواندند.
در روز پنجشنبه ١٧ ذى الحجه ١٤٠٤ قمرى آية اللّه آقاى سيد عبد العلى آية اللهى امام جمعه معظّم لار به ملاقات ايشان آمده و ضمن گفتگو اظهار خستگى از اداره امور اجتماعى كردند مرجع بزرگ فرمودند: ماندن شما در آنجا و خدمت كردن در آن نواحى، جهاد است و بعد اضافه كردند: آن موقعى كه مرحوم آقاى حكيم به ما تلگراف كردند كه به نجف بياييد تا تبادل افكار كنيم و تكليف معين شود: رئيس نظميّه- شهربانى- به منزل ما آمد و گفت اگر تصميم به رفتن به نجف داريد گذرنامه شما آماده است وليكن بايد بدون سروصدا برويد.
من در پاسخ او گفتم: ما اينجا هستيم اينجا ميدان جهاد است و رها كردن آن در حكم فرار از زحف- جنگ- مىباشد كه حرام است.
در سالهاى بعد از جريان فيضيه روزى هرچه طلاب و فضلا و شاگردان معظم له نشستند ايشان براى تدريس نيامدند و بالاخره آنروز درس بصورت