خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ٢٩ - ٣ - مرحوم آية الله العظمى حائرى
عبد الكريم رسيد- و شايد به وسيله مرحوم آقا ميرزا هدايت اللّه وحيد به ايشان رسيده بود- آقاى حاج شيخ به حجره من آمدند و فرمودند: اگر از رؤياهاى صادقه باشد بايد پشت خود را براى چماق آماده كرد- زيرا موقع روى كار آمدن پهلوى بود و بعد هم او مسلط بر امور گرديد.
نيز چندين بار اين داستان شگفتانگيز را از معظم له شنيديم:
يكى از علماء ساوه به حضور مرحوم آقاى حائرى آمده و در ضمن صحبت گفتند كه من مردم ساوه را از تقليد آقاى مامقانى به شما برگرداندم تا اينرا گفت مرحوم آقاى حاج شيخ ناراحت شدند و فرمودند چرا چنين كردى مگر وزن كرده بودى كه علم من از ايشان بيشتر است؟
سبحان اللّه از عظمت روح و كرامت نفس و انديشه متعالى و نظر والاى آن مرد يگانه. اگر اندكى هوا و هوس در وجود اين مرد بزرگ بود آن اقا را به انحاء و صورتهاى مختلفه تشويف مىكرد و او را بر اين عمل و فداكارى ظاهرى مىستود ولى گوهر وجود پاك ان بزرگوار خالى از هرگونه انديشه غير خدائى بوده و از اينرو به جاى تشكّر و تشويق، نفرت خود را از اين عمل ابراز نموده و اظهار ناراحتى مىكنند.
و نيز نقل مىفرمودند كه زنى بدكاره در زمان ايشان به حضورشان آمده و توبه كرد و ضمنا مبلغ بسيار زيادى را كه از طريق نامشروع تحصيل كرده بوده تقديم حضورشان كرد آن بزرگوار فرمودند: نه، من وجه تو را قبول نمىكنم اگر مىخواهى ببر به نجب و خدمت آقاى سيد ابو الحسن اصفهانى تقديم كن و جريان را هم به ايشان مگو و شرح نده كه از چه طريقى اين مبلغ را به دست آوردهاى. و فرمودند كه من اين مبلغ را برنمىدارم كه بگويند زنى بدكاره مىآيد و برايشان پول مى آورد و آنان مىپذيرند و پول را قبول مىكنند كه اين وهن روحانيت است.[١]
[١] در بعضى از كتب اين قضيه نقل شده و نوشتهاند: تاجرى بود كه پول زيادى از مسير نامشروع به دست آورده بود ....
ليكن نگارنده چون قبلا جريان را به همان نحون كه نوشتيم از ايشان شنيده بودم براى مزيد اطمينان از شخص خودشان سؤال كردم آقا فرمودند: نه تاجر نبود بلكه زنى بود كه عمل نامشروع داشته است.