خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ١٣٥ - حمله و هجوم اشرار رژيم به بيت مرجع بزرگ
مضروب نمودند چنانكه مرحوم آقاى حاج معمارى رحمة اللّه عليه را كه يكى از منشىهاى زبردست ايشان بود آنقدر زده بودند كه تا ماهها آثار ضرب در بدن داشتند و يكى از آقايان روحانيون بنام آقاى شيخ نوروز على ... را كه غالبا در منابر مسئله ميگويند چنان زده بود كه قسمتى از عباى ايشان از بالا تا پايين خونين بود و نيز قسمتى از قباى ايشان از خونهاى خشكيده سياهى ميزد.
شرارا را بنگريد كه به اطاق كوچك چاىخانه، حمله برده بودند و هرچه استكان و نعلبكى و قورى و وسائل ديگر كه آنجا بود همه را شكسته و خرد كرده بودند.
فساد و شرارات زمانى به اوج رسيد كه درهاى وسط بيرونى و اندرونى را شكسته و همچون سپاه مغول وارد اندرونى شدند و گازهاى اشكآور در حيات سرپوشيده و در اطاقها و حتى در اطاق كتابخانه شخصى مرجع بزرگ پرتاب كردند و آقايانى را كه در حياط اندرونى و اطاقهاى داخلى بودند مورد حمله قرار داند حمله اين جنايتكاران آدمكش از يكسو و ضرب و آزار از يكسو و گازهاى اشكآور در آن محيط سرپوشيده و بدون منفذ وضع بحرانى بسيار خطرناكى را به وجود آورده بود و عده زيادى حالشان به هم خورده در ناراحتى فوق العاده افتاده بودند.
ماموران ننگين و مزدور، وقاحت و بيشرمى را به حد اعلا رسانيده رو به سوى اطاق شخصى مرجع عاليقدر اسلام رفته و آن مرد بزرگ كه تاكنون ناظر اينهمه هتكهاى آنان نسبت به بيت شريف خودشان بودند و مردم مسلمان و روحانيون محترمى را كه بدان خانه پناه آورده بودند در كف آن اشرار پليد مشاهده ميكردند اكنون شخص خودشان در معرض خطر كلى قرار گرفته بودند.
وضع بحرانى، هواى مسموم و گرفته، ايشان را شديدا ناراحت ساخته و حالشان را منقلب كرده بود.