خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ٦٢ - چگونگى تدريس زعيم بزرگ اسلام
و مؤخره و كيفيت دخول در مطلب و خروج از آن نمىپرداختند.
٤- در پايان يافتن مطالب شتاب نداشتند و غالبا تنقيب ميكردند تا به يك نقطه اطمينان بخشى برسند و از اينرو گاهى مدّتى در يك مطلب مىماندند و بحث حجّشان شش سال و يا متجاوز از آن به طول انجاميد.
٥- به كلمات بزرگان خصوصا مانند شهيد ثانى و صاحب جواهر و شيخ مرتضى انصارى رضوان اللّه عليهم اجمعين اهتمام داشتند و بسيارى از اوقات، متون اين كلمات را كلّا قرائت مىكردند و بعد به تأييد يا نقد آن مىپرداختند.
سيد محترم طلبه جوانى را در سالهاى آخر در كنار خود در درس مىديدم او اخيرا رو به درس معظم له آورده بود و چنين اظهار مىداشت كه گاهى شيوه بعضى از درسها طورى است كه اجتهاد را عملى خيلى بسيط و عادى در نظر انسان جلوه مىدهد ولى درس ايشان و اين اهتمامى كه براى رسيدن به نظر علماء بزرگ دارند اهميّت اجتهاد و عظمت آن را در نظر انسان متجلّى مىسازد و انسان درك مىكند كه اين يك مقامى نيست كه هر كس به آن دست بيابد و هر كس مدّعى آن بشود.
٦- به روايات وارده و مناسبه در هر مسئلهاى اهتمام بسيار داشتند بلكه گاهى پيش از بيان شقوق مطلب و اقوال مسئله، كليه روايات مناسبه اعمّ از مؤيّد و معارض را قرائت مىكردند و متن روايات را از روى وسائل الشيعه مىخواندند.
٧- كلا از بزرگان و اساطين علم بسيار احترام ميكردند و حتى در مواقعى كه به نظر و رأى بزرگى از بزرگان ايراد داشتند بسيار محترمانه به نقد آن مىپرداختند و گاهى تعبير مىكردند كه: نميدانيم چه فرمودهاند و يا اينكه نمىفهميم و امثال اين تعابير و كلمات.
٨- اغراق گوئى و مبالغه در جا انداختن نظريه خود نداشتند هر چند كه از