خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ١١٦ - مبارزات مرجع بزرگ
و قم نشده بودند در جلسهاى كه بزرگان آنروز حضور داشتهاند. مخالفت خود را با فردى كه آن روز منشاء انحراف در آن نواحى بوده بطور آشكار اظهار ميكنند.
چنانكه در اراك علاقه خاصى به مرحوم آية اللّه آقا نور الدين اراكى داشتهاند كه كرارا به منزل ايشان ميرفتهاند و آن بزرگوار همان عالم مجاهدى است كه مدت هيجده ماه از اراك خارج شده و در حالت جنگ با كفار بوده است. و در همان دوران تحصيل مرجع بزرگ در اراك جريان اتفاق علما براى درخواست قتل مرتدّى كه جسارت به قرآن كرده بود واقع ميشود و معظم له خود ميفرمودند من رفتم از پشت بام مدرسه، جريان اعدام او را مشاهده كردم.
خلاصه اينكه حالت مبارزه و مقاومت در ايشان همواره بوده و در كوران جريانات مبارزه نيز قرار داشتهاند و اين حالت كه در وجود ايشان بود گاهى به حدّ درگيرى شخصى رسيده چنانكه در زمان پهلوى، با پليس و مأمور درگير شده بودند اين جريان را قبلا از ديگران شنيده بودم؛ ميخواستم مشروح آن را بدانم.
خوشبختانه در روز ١٦ ذى القعده سنه ١٤٠٦ در جاسب كه از روستاهاى اطراف قم است بدينگونه از خودشان شنيدم. فرمودند: هنگام كشف حجاب كه بدستور پهلوى انجام شد شبى با خانواده براى شركت در مجلس روضه (سوگوارى امام حسين عليه السلام) كه در منزل آقاى شيخ محمد حسين بروجردى منعقد بود ميرفتيم ناگهان پليسى پيش آمد و اعتراض كرد كه چرا ايشان- خانواده- با حجاب بيرون آمده من ناراحت شدم و دست بردم كه تفنگ او را بگيرم او مىكشيد منهم ميكشيدم. عاقبت او گفت: اين خطرناك است تفنگ پر است و ممكن است گلولهاى بيرون برود. من گفتم باشد بيرون برود تا از دست شما خلاص بشويم. آخر اين موقع كى به تو ميگويد كه متعرّض شوى و ما را ناراحت كنى؟ خلاصه از هم جدا شديم و او همچنان مىگفت: شما مملكت را خراب كردهايد منهم هرچه ميگفت جوابش ميدادم تا از هم دور شديم.