خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ٢٢١ - فقه فرياد يتيمى مىزند
|
داس مه در خاك گل كرده درو |
در «هزار و سيصد و هفتاد و دو» |
|
|
خون گل را خاك قم نوشيده است |
ماه هم امشب سيه پوشيده است |
|
|
مرگ آمد سنگ بر آئينه زد |
يك نفر در آسمان بر سينه زد |
|
|
شيعيان در اشك پرپر ميزنند |
نوحه ميخوانند و بر سر ميزنند |
|
|
شيعيان زنجير را برداشتند |
نقش عشق و «پير» را برداشتند |
|
|
شام ماتم روز زارى گشته است |
سيل گل در كوچه جارى گشته است |
|
|
صبح جمعه آسمان شبگير شد |
«نوحه خواندن» فتوى «زنجير» شد |
|
|
حرف هجران بر لبان پير بود |
اين صداى شيون زنجير بود |
|
|
بيرق غم بر سر كاشانههاست |
بوسه زنجير، زخم شانههاست |
|
|
فقه فرياد يتيمى ميزند |
كلّمينى با كليمى ميزند |
|
|
هين تسلّى از غم پيرش دهيد |
هر كه اشكى ريخت زنجيرش دهيد |
|
|
آه و هقهق- اشك و حسرت- سوز گشت |
هجرت اين پير، طاقت سوز گشت |
|
|
هر كه عاشق شد حسينى ميشود |
تسليت گوى خمينى ميشود |
|
|
شب سيه پوشيده گريان ميرويم |
خسته دل سوى جماران ميرويم |
|
|
در «جماران» جاى پاى نائب است |
«جمكران» مانده است «مهدى» غائب است |
|
|
سرنوشت گل عروجى پرپر است |
خيس از غم، گونههاى رهبر است |
|
|
زين سخن ايران سراسر كربلاست |
مير ما سيّد على صاحب عزاست |
|
|
مىرويم از درد و داغ اين زمان |
پيش آقا مهدى صاحب زمان |
|
|
آه آقا ما غريبان شبيم |
دوستداران حسن و زينبيم |
|
|
جان بىبىّ دو عالم فاطمه |
پاك گردان اشك از چشم همه |
|