خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ٢٢٠ - فقه فرياد يتيمى مىزند
|
گل فتاد از دستهاى آسمان |
در قريه، «گوگد» گلپايگان |
|
|
سال نورى ماه شمس مذهب است |
سال هجرى را قمر بىعقرب است |
|
|
گل به دنيا آمد و تاريخ گفت |
در «هزار و سيصد و شانزده» شكفت |
|
|
جان او زنده است با ياد «حسين» |
سيّد عشق است اولاد «حسين» |
|
|
مىرود از «گوگد» اين گلبان پاك |
بهر كسب فيض در شهر اراك |
|
|
اسوه تقوى و زهد و فاطرى است |
جرعه نوش راح فقه حائرى است |
|
|
درد دين آويزه دل مىشود |
تا «هزار و سيصد و چل» مىشود |
|
|
سنگر فيضيّه مهد راز شد |
حوزه علميه قم باز شد |
|
|
عارف حق عاشق گلچينى است |
باغبان حوزههاى دينى است |
|
|
از كيان شيعه باشد كيست او |
وارث علم بروجردى است او |
|
|
طيّب اللّه- چشم جانم روشن است |
آينه- چون آية اللّه من است |
|
|
چون نگينى در ميان مردم است |
وقت تبعيد خمينى از قم است |
|
|
هجرت خورشيد شد- هجران ماه |
مسند فقه است او را تكيهگاه |
|
|
متن دين را بر دل دريا نوشت |
حاشيه بر «عروة الوثقى» نوشت |
|
|
چهره ايمان و را شد ناصيه |
بر وسيله او نوشته «حاشيه» |
|
|
زير طوبى صبح در باغ بهشت |
پير، «توضيح المسائل» را نوشت |
|
|
او اضافه كرد بر ميزان، فصول |
يك «صحيفه فقه» يك «دفتر اصول» |
|
|
نهروان را بىخوارج كرد او |
سالها تدريس «خارج» كرد او |
|
|
شارح توحيد «تحريرات» اوست |
وامدار فقه «تقريرات» اوست |
|
|
خرقه خالى كرد از آيينه رفت |
سوى جنّت در «شب آدينه» رفت |
|
|
كرد شمع ديده آن شمس خوب |
پنجشنبه هيجده آذر غروب |
|
|
باغ گل در معرض ويرانى است |
«بيست و چارم» از جمادى الثانى است |
|