خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ١٢٣ - مبارزات مرجع بزرگ
كردند. او در بيت معظم له مىآمد و مزاحم ميشد تا بار ديگر نامش را ثبت كنند و از شهريه ايشان برخوردار گردد ليكن پذيرفته نشد. شبى به مسجد بازار مركز جماعت ايشان رفته بعد از نماز مغرب و پيش از شروع به نماز عشا نزد ايشان ميرود و درخواست ميكند كه امر كنند متصديان شهريه، اسم او را در دفتر طلاب ثبت نمايند ايشان فرموده بودند من به تو شهريه نميدهم او اصرار كرده بود معظمله فرموده بودند شهريه و مال امام زمان را به تو نميدهم ... باز اصرار كرده بود. آقا فرموده بودند: مزاحم نشو ميخواهم نماز عشا بخوانم او گفته بود تا امر به ثبت نام من نكنيد برنمىخيزم و نميروم. ايشان فرموده بودند اگر تو نميروى من ميروم آنگاه با ناراحتى برخاسته و نماز عشا نخوانده از مسجد خارج ميشوند. مامومين و ارادتمندان كه از اين جسارت و مزاحمت آن روحانى اوقافى و وابسته ناراحت شده بودند او را تنبيه ميكنند وليكن برحسب آنچه كه مسموع شد فرداى آن شب بعضى از مأمومين ايشان را احضار و مورد تهديد قرار داده بودند.
در جريان شهادت مرحوم آقاى سيّد محمّد رضا سعيدى رحمة اللّه عليه بود يا مرحوم آقاى غفارى كه آقا اعلان مجلس فاتحه در مسجد امام كردند وليكن ساواك قبل از فرا رسيدن وقت شروع مجلس، درب مسجد امام را قفل كرده و ماموران جهنمى، جلو مسجد ايستاده و از انعقاد مجلس جلوگيرى كردند و هركس كه نزديك ميشد او را ميراندند.
در قضيه درگذشت آقا زاده جليل و بزرگوار حضرت امام، مرحوم آقاى حاج آقا مصطفى خمينى رحمة اللّه عليه دو جلسه بسيار مهم در مسجد اعظم تشكيل دادند و سدّ رعب اقامه مجلس به وسيله ايشان شكسته شد و انقلاب عظيم اسلامى در قم از همين جا شروع شد و به جاهاى ديگر زبانه زد و دامن كشيد.
على امينى سياستمدار معروف، در حوادث طوفانى ايران در قم درب منزل