خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت - كريمى جهرمى، على - الصفحة ١٢١ - مبارزات مرجع بزرگ
كارش كه او را بدان تخويف كرده بوديم خائف گرديد بلكه با مشاوران خود راجع به تبعيد ما مشورت كرده بود كه يكى از مشاورانش گفته بود آن يكى را كه از ايران تبعيد كرديم چه نتيجهاى داشت تا اين را هم تبعيد كنيم؟
و خدا را شكر كه آن خبيث، گوش به آن مطالب نداد و در نتيجه به آنچنان سرانجام دردناكى مبتلا گرديد و دستگاهش درهم فرو ريخت.
در جريان وليعهدى، فرستاده رژيم آمده و با كمال وقاحت خواهش كرده بود كه ايشان تبريك بگويند مرجع بزرگ در پاسخ فرموده بودند: خواسته شما درست بدان ميماند كه يزيد به امام زين العابدين بگويد: اكنون كه پدرت امام حسين را كشتم بيا و براى اين جريان تبريك بگو. اين جواب كوبنده چنان آن شخص را ناراحت كرده بود كه گفته بود همينطور به ايشان- شاه- بگويم؟ فرموده بودند: بگو.
در قضيه تاجگذارى شاه يك سيّد ملبس به لباس روحانيت كه مشرب صوفيگرى داشت و شاهدوست بود با تاج نبات از قم به تهران كاخ سعد آباد رفته و خود را نماينده روحانيت معرفى كرده بود. بعد آن شخص، تفسيرى را كه بر قرآن نوشته بوده و مشتمل بر ده جلد بوده است به حضور آقايان علما ميبرد در گزارش ساواك آمده كه: ... همچنين آقاى گلپايگانى از قبول كتب، امتناع و اظهار داشته است كه راه ما با شما سوا و جدا است و هنگامى كه آقاى ...، منزل گلپايگانى را ترك مينمود سيّد مهدى گلپايگانى به اتفاق چند نفر از طلاب دور وى حلقه زده و سيّد مهدى دستور داده قيچى فراهم كرده تا سبيلهاى ... را قيجى كند آقاى ... اظهار نمود: شما كوچكتر از آن هستيد كه چنين كارى انجام دهيد لابد گناه من اين است كه همراه تاج نبات رفتهام. و بلافاصله منزل گلپايگانى را ترك گفته است.[١]
[١] ... دادگاه تاريخ ص ١١١- ١١٣.