ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٠ - فهرست مجلد يكم
پيامبر از خدا سه چيز خواست ٦٥
سه چيز پايه را بلند گرداند ٦٨
هركه سه منش داشته باشد حور ستاند ٦٧
سه كساند كه ترا ستم رسانند ٦٨
سه كس حق خود را از سه كس نستانند ٦٨
بنده ميان سه منش است ٦٨
سه كس درخور آمرزشاند ٦٨
خدا سه كس را دشمن دارد ٦٩
سه جاى دروغ نيكوست ٦٩
چيزى به سه چيز است ٦٩
سه چيز نشانه پيريست ٦٩
سه منش ويژه پيامبران است ٦٩
خدا سه منش را دشمن دارد ٧٠
پيشكش سهگونه است ٧٠
سه منش است كه پيامبر از آن تهى نيست ٧٠
ريشههاى كفر سه چيز است ٧١
وام بر سهگونه است ٧١
دستور خواستن براى درآمدن سه بار است ٧١
به سه كس سلام پسنده نيست ٧٢
بهترين مردمان سه كساند ٧٢
سه منش است كه يكى نماينده توانگريست ٧٢
سه چيز روش پيامبران مرسل است ٧٢
سه چيز ديده را روشن مىكند ٧٢
منشهاى نيكو سه است ٧٣
پيامبر سه كس را نفرين كرده است ٧٣
سه كس در بهشت به پايين روند ٧٣
از سه كس تكليف برداشته شده ٧٣
سه تن كه به لات و عزى سوگند ياد كردند ٧٥
در نيكى به برادران سه منش است ٧٦
ريستن در سه جا نهى شده ٧٧
برابر شدن با آفتاب سه بدى دارد ٧٧
اسرافگر سه نشانه دارد ٧٧
هر ديدهيى در قيامت گريانست جز سه ديده ٧٧
همه نيكيها در سه منش است ٧٨
سه تن كه بر چهارپايى سوار شوند ٧٨
حق مسافر بيمار بر يارانش سه روز است ٧٨
در پاافزار سياه سه منش است ٧٨
سه منش را از كلاغ بياموزيد ٧٩
سه چيز با سه چيز پايد ٧٩
شوخى در سه چيز است ٧٩
كسانى كه هرچه ياد كنند فراموش كردند سه گروهاند ٧٩
سه كس در پناه خدايند ٧٩
آنكه سه چيز بدو داده شده از سه چيز دور نمانده ٨٠
از كنكاش سه كس خوددارى شده ٨٠
خرد سه پاره است ٨٠
آدم از سه منش يكى را برگزيد ٨١
خرد مرد از سه چيز دانسته مىشود ٨١
شيعه سه گروهاند ٨١
شيعه به سه چيز آزمايش گردد ٨١
دارنده سه منش ايمانش كامل است ٨٣
سه كساند كه در قيامت خدا بديشان سخن نگويد ٨٤
بيمناكترين جا براى مردم سهجاست ٨٥
سه كس ياوران ستمكارند ٨٥
سخنچين كشنده سه تن است ٨٥
گرونده به خدا سه جاى دارد ٨٥
روزهاى خدا سه است ٨٦