ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٤٥

عنوان صفحه‌

جهود پرسيد از جاندارى كه در ديگرى بود ٢٢١

جهود پرسيد آن هفتاد كدام‌ست؟ ٢٢٣

يكى از خاندان پيامبر نقل كرده است ٢٢٤

پيامبر صد و بيست بار به معراج رفت ٢٢٥

صد و بيست گونه ميوه ٢٢٥

بهشتيان صد و بيست گروه‌اند ٢٢٥

بايد دويست دينار به حافظ قرآن داد ٢٢٦

سال ٣٦٠ روز است ٢٢٦

٣٦٠ بار طواف مستحب است ٢٢٦

منشهايى از شرائع اسلام ٢٢٧

شرح نمازهاى واجب ٢٢٩

بيشتر ايام حيض تا ده روز است ٧٣٢

نيكى به پدر و مادر واجب است ٢٣٤

مسلمان از گناههاى كلان دورى كند ٢٣٦

باب منشهاى چهارصدگانه ٢٣٧

على در مجلسى چهارصد سخن سودمند گفت ١٣٨

موى سفيد را مكنيد ٢٣٩

از زياده‌روى در ستايش دورى كنيد ٢٤١

از خدا نااميد مباشيد ٢٤٣

پشت به آفتاب نشينيد ٢٤٥

به ناروا گواه مشويد ٢٤٧

نيكبخت آنكه از ديگرى پند گيرد ٢٤٩

انگبين خوريد و قرآن خوانيد ٢٥١

به يكديگر بدبين مباشيد ٢٥٣

ما فريادرسان هستيم ٢٥٥

مرد در پوشاك نماز گزارد ٢٥٧

بهشتيان به سراهاى شيعه نگران‌اند ٢٥٩

هنگام خواب دعا بخوانيد ٢٦١

گراينده هميشه بيدار و هشيار است ٢٦٤

هنگام ريستن دعا بخوانيد ٢٦٦

كمتر ماهى بخوريد ٢٦٧

باب منشهاى بعد از هزار ٢٦٩

هفت هزار سال قبل از آفرينش آدم ٢٧٠

خدا دوازده هزار جهان دارد ٢٧١

اصحاب پيامبر دوازده هزار تن بودند ٢٧١

نورى كه قبل از آدم نزد خدا بود ٢٧١

نورى كه ميانه شانه فرشته محمود بود ٢٧٢

خدا با موسى صد و بيست و چهار هزار كلمه گفت ٢٧٣

پيامبر به على هزار در از دانش آموخت ٢٧٣

پيامبر هزار باب از حلال و حرام به على آموخت ٢٧٤

روايت عبد اللّه بن عمر ٢٧٤

حكم نماز بى‌هوش ٢٧٥

پيامبر هزار باب از دانش به على آموخت ٢٧٥

دستور على به سپاه خود ٢٧٦

روايت زراره از امام محمد باقر ٢٧٧

روايت اصبغ بن نباته از على ٢٧٧

روايت عبد اللّه بن هلال از امام صادق ٢٧٧

روايت ابى ابصير از صادق ٢٧٨

روايت بشير دهان از امام صادق ٢٧٨

روايت مرازم از امام صادق ٢٧٨

روايت حارث بن مغيره از امام صادق ٢٧٩

روايت ابى بكر حضرمى از امام صادق ٢٧٩