ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٥ - فهرست مجلد يكم
پيامبر تيره را دوست داشتى ١٨٠
چهار منش دل را مىميراند ١٨٠
زمين از چهار گروه تهى نماند ١٨٠
به چهار چيز از طب بىنياز توان شد ١٨١
چهار چيز در گرونده نيست ١٨١
خدا از مؤمن چهار پيمان گرفته ١٨١
مؤمن از چهار چيز بركنار نباشد ١٨١
كيفر چهار چيز زودتر است ١٨٢
چهار چيز است كه هر يكى در سرايىست ١٨٢
منشهايى كه هركدام بر چهار پايه استوار است ١٨٣
نجده خارجى چهار سؤال از ابن عباس كرد ١٨٦
موى سپيد پيرى در چهار جاى باشد ١٨٧
مردم چهار گروهاند ١٨٧
ميان حق و باطل چهار انگشت است ١٨٧
گنج دو يتيم چهار پند بود ١٨٧
به چهار تن درود مفرستيد ١٨٨
چهار چيز روى را روشنى دهد ١٨٨
بهترين ياران نزد خدا چهاراند ١٨٨
آتش بر چهار تن روا نيست ١٨٨
چهار چيز اندك آنها بسيار است ١٨٩
به چهار چيز پيش از چهار چيز پيشى گير ١٨٩
همه دانش مردمان در چهار چيز است ١٨٩
براى مردم در چهار چيز حق لازم مىشود ١٨٩
جهاد چهارگونه است ١٩٠
براى بنده چهار ديده است ١٩٠
چهار منش از هرچه نيكوتر باشد ١٩١
زنان چهار گروهاند ١٩١
چهار چيز از رسم پيامبران مرسل است ١٩١
چهار تناند كه نمازشان پذيرفته نيست ١٩١
چهار گناه كه سبب چهار شكنجه گردد ١٩٢
چهار چيز نشان بدبختىست ١٩٢
خدا همه سخنها را براى آدم در چهار كلمه گرد كرد ١٩٢
از دوستى با چهار كس منع شده است ١٩٣
از دانش چهار تن پاداش مىبرند ١٩٣
در نرخ چهار چيز خوددارى نگردد ١٩٤
چهار خرده در بنده حق خيار سالانه دارد ١٩٤
بهترين خواسته چهار چيز است ١٩٤
چهار نماز است كه هرگاه توان گزارد ١٩٥
داوران چهار گونهاند ١٩٦
مرد بايد هزينه چهار چيز را ببردارد ١٩٦
پيامبرانى كه فرمانروا بودند چهار تناند ١٩٦
در آفتاب چهار چيز است ١٩٧
دارو چهار چيز است ١٩٧
چهار چيز است كه مزاج را ميانه كند ١٩٧
تره چهار سود دارد ١٩٧
نشان فشار خون چهار چيز است ١٩٨
چهار رود از بهشت است ١٩٨
از چهار كنيه منع شده ١٩٨
بهترين نامها و بدترين نامها ١٩٨
از چهار چيز و از چهار طرف منع شده ١٩٨
دستور پوشانيدن چهار چيز داده شده ١٩٩
چهار چيز خوى پيامبران است ١٩٩
چهار تن نماز را در سفر و حفر بايد تمام گزارند ١٩٩
نماز تمامگزاران در چهار مكان است ١٩٩
چهار سوره قرآن سجده دارد ٢٠٠
در قيامت از بنده چهار چيز پرسند ٢٠٠