ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٧ - فهرست مجلد يكم

منشى چهار سود دارد ١٥

خدا چون بنده‌يى را دوست داشته باشد ١٦

منشى كه درد بواسير پديد آورد ١٦

انگشتى كه انگشترين آهن در دست داشته ١٦

كسى كه پيش از درود آغاز به گفتار كند ١٦

منشى كه برخلاف دين است ١٦

از نمونه‌هاى پيامبران كلمه‌يى‌ست ١٦

خدا بنده نيك را در جهان كيفر دهد ١٧

بر دشمنان نعمتها شكيبا باش ١٧

پيامبر و على از درختى آفريده شده‌اند ١٧

منشى سپاس هر نعمتى‌ست ١٧

دين همان مهروزيست ١٧

دست دادن مؤمن به مؤمن سبب ريزش گناه است ١٨

منشى كه دلها را زنده گرداند ١٨

منشى كه كار پيشوايان را زنده مى‌گرداند ١٨

به از منشى خدا چيزى نيافريده كه ديده را روشن كند ١٨

نه دهم از دين در منشى‌ست ١٨

آنكه به قضاى خدا خشنود باشد يا دلتنگ ١٩

منشى كه بسيار مهم است ١٩

منشى كه روزيرا افزون مى‌سازد ١٩

منشى از گناه‌ها كه آمرزيده نگردد ١٩

منشى كه سبب نفاق و تهى‌دستى‌ست ١٩

نخستين پيشكشى كه به مؤمن داده مى‌شود ١٩

بنده‌يى كه نيكى نكرده آمرزيده مى‌شود ٢٠

سر همه گناهان منشى‌ست ٢٠

زشت است كه بى‌آبرويى به بهشت درآيد ٢٠

منشى كه سبب آمرزش خدا گردد ٢٠

منشى كه نيكى سرايرا افزون گرداند ٢٠

كسى كه تندرستى او بر بيمارى آشكار باشد ٢١

منشى كه مؤمن از آن روى‌گردان است ٢١

هيچ‌چيز چون منشى ايمان را تباه نمى‌كند ٢١

نيكبخت كسى كه جانشين خود را بيند ٢١

مقام مؤمن از كعبه برتر است ٢١

بسنده مؤمن را كه دشمنى را در معصيت خدا بيند ٢٢

ارمغان كينه را مى‌زدايد ٢٢

خوشا به بنده ساده‌نما ٢٢

منشى كه آدمى را در قيامت تهى‌دست دارد ٢٢

سرشناسان بهشت گروهى‌اند ٢٢

پيامبر اجزاى وضو را يكبار مى‌ساخت ٢٢

نيكوترين نيكيها منشى‌ست ٢٣

پيامبر براى منشى دعاى خود را ترك كرد ٢٣

بهترين پرستش منشى‌ست ٢٣

چيزيكه آن بسيار است و كننده‌اش اندك ٢٣

منشى نيمه‌يى از دين است ٢٣

نيكوترين چيزى كه به مسلمان داده شده ٢٣

پيامبر و على از نورى آفريده شده‌اند ٢٣

سازش بنده در سازش عضوى از تن اوست ٢٤

آدمى به منشى به بهشت درآيد ٢٤

هركه از ده منش خشنود گردد به منشى كار بندد ٢٤

پيامبر نماز خود را به سلامى پايان مى‌داد ٢٤

باب منشهاى دوگانه ٢٥

شناسايش خدا به دو منش است ٢٥

پيامبر گفت: دو كار نيك است ٢٦

دو دور افتاده را پذيرايى كنيد ٢٦

وضو را چيزى تباه نمى‌كند مگر حدث ٢٦

دو نعمت بر مردم پوشيده است ٢٧