ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٩ - فهرست مجلد يكم
عنوان صفحه
دو منش نشانه دوستىست ٤١
دو منش فزاينده روزيست ٤٣
نهرينه واجب بر عيال ميان دو مكروه است ٤٣
دو منش به جاى دو منشىست ٤٣
شرم بر دو گونه است ٤٣
پدر و مادر نيز عاق فرزند مىشوند ٤٣
گفتار پيامبر من فرزند دو ذبيح هستم ٤٦
دو چيز برپايند و دو چيز رواناند ٤٨
پاداش كسى كه دو حج گزارده است ٤٩
سخن درست در دو حال ٤٩
دو كشتار و دو پيكار است ٤٩
دو منش است كه دارنده آن در آسمان گرامىست ٤٩
پيامبر را دو انگشترين بود ٥٠
از آشكار شدن ده نشانه قيامت پديد آيد ٥٠
صدقه دادن به دودمان هاشم روا نباشد ٥٠
دو منش پستى آورد ٥٠
دو گناهى كه يكى از ديگرى دشوارتر است ٥٠
شستشوى دندان دو منش دارد ٥١
خوردن اشنان دو منش دارد ٥١
خواهشگرى پيامبر دو كس را فرا نگيرد ٥١
دو گونه خلال رگ خوره را به جنبش درآورد ٥١
دو جهان چون دو كفه ترازوست ٥٢
خدا دو دريا را به يكديگر آميخت ٥٣
پيامبر دو چيز در پيروان خود نهاد ٥٣
در قيامت از ثقلين پرسيده مىشود ٥٤
براى حسن و حسين دو چشمآويز بود ٥٥
شب و روز دو بار گيرند ٥٥
دو مردند كه خداى بهر يك دو پر داده ٥٥
دو چيز مردم را نابود كند ٥٦
گفتار على درباره دو مرد ٥٦
آزمند از دو منش نوميد است ٥٦
دو نمازى كه پيامبر آنرا ترك نكرد ٥٧
دو گروهاند كه بهرهيى از اسلام ندارد ٥٧
كينهتوز با مردان خود را به يكى از دو منش ٥٨
آدمى پير گردد اما دو چيز از او جوان ماند ٥٨
دو منشى كه دو منش بار آورد ٥٨
آدمى دو منش را ناخوش دارد ٥٩
پيامبر دو خاموشى داشت ٥٩
دو منش در مسلمانى فراهم نشود ٥٩
در دل بنده دو منش سازش ندارد ٦٠
رشك شايسته نيست جز دو چيز ٦٠
پيامبر براى دو مهر عقيل را دوست مىداشت ٦٠
پيامبر به دو كار شاد شد ٦٠
پيامبر به حسن و حسين هريك دو منش داد ٦١
بيدارى پس از نماز خفتن سزاوار نيست ٦١
بيشتر مردم بدو چيز به دوزخ روند ٦١
خدا دو بيم و دو آرامش را براى بنده فراهم نكند ٦١
اصلاح اول اين امت بدو منش است ٦٢
باب منشهاى سگانه ٦٣
خدا سه كس را بىحساب به بهشت مىبرد ٦٣
خدا از مؤمن سه چيز را شمار نمىكشد ٦٣
هركس سه منش با يكى از سه منش را داشته باشد ٦٤
سه تن در قيامت به خدا نزديكتراند ٦٤
سه چيز نشانه برآمدن دعاست ٦٤
مؤمن مؤمن نباشد تا سه منش در او پيدا شود ٦٥
سه منش در گرونده نيست ٦٥