ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٦ - فهرست مجلد يكم

به پيامبر فرمان رسيد چهار تن را دوست بدارد ٢٠٠

نخستين كسانى كه بهشت درآيند چهار تن‌اند ٢٠١

چهار چيز نشانى منافقى‌ست ٢٠١

چهارتن پادشاهى روى زمين يافتند ٢٠١

از چهار راه حديث پيامبر به مردمان رسيد ٢٠٣

مردمان چهار گروه‌اند ٢٠٩

خواب چهار گونه است ٢٠٩

ديو چهار بار ناله كرد ٢٠٩

چهار چيز تباه گردد ٢١٠

مسلمانان چهار عيد دارند ٢١٠

خدا و ابراهيم خليل ٢١٢

هركه در او چهار منش باشد ٢١٣

باب منشهاى پنجگانه ٢١٤

پنج چيز ميزان كردار را سنگين سازد ٢١٤

خدا به پيامبرى پنج دستور داد ٢١٥

در شانه كردن پنج سود است ٢١٦

نشانه‌هاى مؤمن پنج چيز است ٢١٦

پنج چيز از پنج تن ناشدنى‌ست ٢١٦

پنجى كه در شمار پنجاه است ٢١٦

سخنانى كه توبه آدم بدانها پذيرفته شد ٢١٧

پنج چيز پيسى آورد ٢١٧

پنج چيز چنانست كه گويم ٢١٧

در هريك از سر و تن پنج منش است ٢١٧

پيامبر پنج چيز را تا مرگ از دست نداد ٢١٨

پنج چيز بر مسافر ناخجسته است ٢١٨

گريه‌كنندگان پنج تن بودند ٢١٩

پنج گناه بزرگ است ٢٢٠

پيامبر با پنج شمشير مبعوث شد ٢٢١

شرطهاى دوستى پنج چيز است ٢٢٣

مؤمن در موجهاى پنج نور مى‌غلطد ٢٢٣

ستون‌هاى اسلام پنج است ٢٢٤

مكه پنج نام دارد ٢٢٤

خدا در شبانروز پنج نماز واجب كرده ٢٢٤

استهزاءكنندگان پنج تن بودند ٢٢٥

نماز مرده پنج تكبير دارد ٢٢٧

بيم پنج گونه است ٢٢٧

٥ صفت كه خدا و پيامبر آنرا دوست دارند ٢٢٨

خواسته از پنج راه فراهم گردد ٢٢٩

پاداش آنكه پنج بار حج گزارده باشد ٢٢٩

خدا در قيامت از پنج گروه دليل مى‌خواهد ٢٢٩

خوردن پنج اندام از گوسفند حرام است ٢٣٠

هركه پنج منش نداشته باشد از او سودى نيست ٢٣٠

نماز از پنج چيز اعاده نگردد ٢٣٠

پنج چيز ميان بندگان بخش شده ٢٣١

ديو بر پنج تن راه نيابد ٢٣١

بازرگان از پنج چيز كناره گيرد ٢٣١

پنج چيز روزه را تباه سازد ٢٣١

پنج چيز ويژه على‌ست ٢٣٢

پنج گروه سرشت آتشين دارند ٢٣٢

از پنج تن دور شويد ٢٣٢

دانش داراى پنج پايه است ٢٣٢

پنج منش نادر است ٢٣٣

به پنج تن زكات ندهند ٢٣٣

نماز جماعت با كمتر از پنج تن برپاى نگردد ٢٣٣

پنج ميوه از بهشت است ٢٣٣

پيامبر از پنج چيز نهى كرده است ٢٣٤