ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣١ - فهرست مجلد يكم

سه كس در قيامت شكنجه شوند ٨٦

سه منش تكبر را دور كند ٨٦

هركه سه منش در او باشد مى‌تواند امر كند ٨٦

سه تيره پاك‌گوهر نباشند ٨٧

در عيب مرد سه منش كافى‌ست ٨٧

سه منش سبب دوست نداشتن دودمان است ٨٧

دوست‌ترين كارها نزد خدا سه چيز است ٨٧

دوزخ با سه كس سخن گويد ٨٨

سه چيز كمرشكن است ٨٨

خدا به سه نعمت بر بندگان منت نهاده ٨٨

شب‌زنده‌دارى براى سه چيز است ٨٩

هرگاه سه چيز در فرزند آدم نبود ٨٩

همه راه دين در سه چيز است ٨٩

مسلمان سه دوست دارد ٩٠

خدا براى على سه كلمه وحى كرد ٩١

مردان سه گروه‌اند ٩١

شايسته پيشوايى سه منش دارد ٩٢

كسى كه سه بار حج گزارده باشد ٩٣

پاداش آنكه سه مؤمن را حج رساند ٩٣

در جامه يوسف سه نشان بود ٩٤

ستمكارى سه‌گونه است ٩٤

زناشويى از سه راه حلال مى‌گردد ٩٤

سه تن از امت رهايى نيايند ٩٤

دشوارترين زمانهاى فرزند آدم سه ساعت است ٩٥

فرزند آدم از اين سه كار بزرگتر انجام نداده ٩٥

مرد كوچ نكند جز براى سه كار ٩٥

جامه خواب سه‌گونه است ٩٦

نشانه‌هاى سگانه ٩٦

خدا در سه حال كار بنده را به پايان رساند ٩٧

مردم سه گروه‌اند ٩٨

سه منش است كه بهانه‌يى در آنها نيست ٩٨

سه منش است كه دارنده آن نميرد تا بدانها گرفتار گردد ٩٩

مسلمان به سه چيز كامل گردد ٩٩

سفارشهاى سگانه پيامبر به على ١٠٠

سه كس را دعا به لفظ جمع بكار برند ١٠٢

آنكه عطسه زند سه بار به وى ير حكم اللّه گويند ١٠١

خدا سه منش را در منافق و فاسق جمع نكند ١٠٢

سه تن مهمان خدايند و در پناه او ١٠٢

خيار حيوان تا سه روز است ١٠٢

در سه چيز نياز به اجازه خدا نيست ١٠٢

خدا مؤمنى را به سخت‌تر از سه منش دچار نكرده ١٠٣

خدا مردم را براى سه دسته شكنجه نكند ١٠٣

سه تن نفرين شده‌اند ١٠٣

نامه‌نگارى فرزانگان ١٠٤

سه منش از خوى مؤمن نيست ١٠٤

زيان بين سه عوض دارد ١٠٣

در بهشت سه گروه هستند ١٠٥

سه منش در شيعه نيست ١٠٥

سه منش بر بندگان دشوار است ١٠٥

ديو به نوح گفت مرا در سه جا ياد آور ١٠٦

ديو از سه منش از انسان وا نماند ١٠٦

مردم تاب سه چيز را ندارند ١٠٧

نيكى شايستگى نبايد جز به سه چيز ١٠٧

سه دست در نيكى به كار مى‌رود ١٠٧

سه منش پسنديده است ١٠٧