ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٤ - فهرست مجلد يكم
عنوان صفحه
مردمان در قضا و قدر سه گروهاند ١٥٠
باب منشهاى چهارگانه ١٥١
پيامبر چهار كس را در قيامت شفاعت مىكند ١٥١
شكنجه مرد در چهار چيز است ١٥١
دعاى چهار تن رد نشود ١٥٢
ثبات دين به چهار تن است ١٥٢
آنكه در چهار جاى سختگير نباشد ١٥٣
خواست مردم در اين جهان چهار است ١٥٣
شرط مؤمنى چهار چيز است ١٥٣
على را چهار انگشتر بود ١٥٤
چهار سوره پيامبر را شكسته كرد ١٥٤
پيامبر پس از هجرت چهار عمره گزارد ١٥٤
پيشوا به چهار چيز شناخته مىشود ١٥٤
پيامبر به چهار چيز بر پيامبران برترى داشت ١٥٥
نيكوترين ياران سفر چهاراند ١٥٥
مردم به چهار چيز نوميد نگردند ١٥٥
به چهار چيز گوشى داده شده ١٥٦
خدا به چهار كس در قيامت ننگرد ١٥٦
سواران رستخيز چهاراند ١٥٧
زال بنى اسرائيل از موسى چهار چيز خواست ١٥٨
نيكوترين زنان بهشت چهاراند ١٥٩
چهار چيز كمرشكن است ١٥٩
خداى چهار بررسى از جهان كرد ١٥٩
پيامبر نام على را در چهار جاى با نام خود يافت ١٦٠
سخنان خانواده پيامبر را جز چهار كس درنيابند ١٦٠
معاشرت با مردم از سه منش كنار كند ١٦١
اشعار ديو و پاسخ شعر آدم ١٦٢
خدا چهار چيز را در چهار چيز نهفته ١٦٢
چهار چيز را براى چهار چيز بد مداريد ١٦٣
على را چهار بزرگى بود ١٦٣
معاويه و ابن عباس ١٦٦
گناهها چهارگونه است ١٦٩
پاداش آنكه چهار بار حج گزارده ١٦٩
زنازاده چهار نشانى دارد ١٧٠
خدا به موسى چهار سفارش كرد ١٧٠
على در نبرد چهار منش داشت ١٧١
آنكه از چهار چيز مىترسد ١٧١
چهار تنى كه براى على گواهى ندادند ١٧٢
چهار منش براى جهان است ١٧٤
چهار كار انديشه بد است ١٧٤
چهار چيز از چهار چيز سيرايى ندارد ١٧٥
چهار چيز است كه دارنده آن در نور خداست ١٧٥
دارنده چهار منش اسلام وى كامل است ١٧٥
چهار واژه حكمت ١٧٥
چهار منش به چهار سراى در بهشت ١٧٥
خدا به دارنده چهار منش سرايى در بهشت دهد ١٧٦
هركه از چهار منش بر كنار باشد به بهشت رود ١٧٦
در قيامت چهار تن مورد توجه خدايند ١٧٦
چهار منش است كه شيعه بدان گرفتار نگردد ١٧٧
دارنده چهار منش در پناه خداست ١٧٧
خدا از چند چيز چهار را برگزيد ١٧٧
چهار چيز اندوهزاست ١٧٨
چهار منش در پيروان محمد تا قيامت خواهد بود ١٧٨
دستگاه تن از چهار چيز است ١٧٨
مايه زندگى آدمى چهار چيز است ١٧٩
چهار منش است دل را تباه مىكند ١٧٩