ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٦ - شخصيت صدوق
حجاج زدند و اموال ايشان پاك ببردند حدود دو هزار و هشتصد تن از آنان را كشتند و على بن- بابويه از جمله مصدومين بود و در برخى نوشتهاند كشته شد ظاهرا درست نيست به دليل آنكه همه نوشتهاند مرگ على بن بابويه در ماه شعبان ٣٢٩ هجرى بود و مرقدش در قم است. ولادت صدوق فرزند وى را چنانكه از قرائن استفاده مىشود حدود ٣٠٥ يا ٣٠٦ هجرى نوشتهاند.
شيخ طوسى در كتاب غيبت گفته: زن على بن بابويه دختر عم وى از محمد بن موسى بابويه بود. گويا از وى فرزندى روزى وى نگرديده بود، به شيخ أبى القاسم حسين بن روح كه به اعتقاد وى از نواب امام دوازدهم بود نامهيى نوشت كه از امام بخواهد خدا به وى فرزندان فقهاء كرامت فرمايد، او در جواب وى نوشته بود. تو از اين زن فرزندى نخواهى يافت. زود است كه زنى از مردم ديلمان يعنى گيلان روزى تو خواهد شد و از آن خدا به تو فرزندانى روزى گرداند كه دو تن از آنان از فقهاء گردند. شيخ صدوق يكى از آن دو بود.
أبو عبد اللّه بن سوره گفته: مردمان از دريافت و دانش أبى جعفر محمد بن على و ابو عبد اللّه حسين بن على فرزندان على بن بابويه در شگفت بودند از اينروى كه فهم و حافظه قوى داشتند مردمان به ايشان مىگفتند: هرگاه شما در درك و نگاهدارى مطالب نيرومند هستيد شگفتى نيست. زيرا شما به دعاى امام دوازدهم به اين پايه از كمال كامياب شدهايد.
شيخ صدوق در روزگار خود نزد ملوك و وزراء مقام و مرتبهيى داشت چنانكه مكرر در مجلس ركن الدوله فرمانرواى ديلمى و وزير وى صاحب بن عباد حضور مىيافت و با دانايان اسلام به بحث و مناظره مىپرداخت. صورت برخى از اين مناظرات را قاضى نور اللّه شوشترى در كتاب مجالس المؤمنين نقل كرده. صدوق براى تحصيل دانش و فن حديثشناسى به بسيارى از نقاط جهان مسافرت كرده بود، از جمله: مكه، مدينه، بغداد، بلخ، فرغانه، سمرقند، بخارا، نيشابور، رى و غيرها رفته بود. در اين شهرستانها پيوسته به افاده و استفاده سرگرم بود.
شخصيت صدوق
بسيارى از دانايان فرق اسلامى وى را به دانش و درستى ستودهاند. چنانكه نجاشى مؤلف رجال در كتاب رجال خود گفته: «أبو جعفر ساكن شهرستان رى بود، پير ما و فقيه ما و آبروى دودمان جعفرى در خراسان بود. به سال ٣٥٥ هجرى به بغداد آمد. و دانايان آنجا با وجود