ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٩ - شخصيت صدوق
ديده بودم از كسى گويا بنام على قصيمى يا عبد اللّه درست در نظرم نيست در اين كتاب اعتراضات بسيارى بر آراء صدوق وارد ساخته و از صدوق در آنجا تعبير به ابن مابويه به جاى ابن بابويه و كذوب به جاى صدوق كرده و نيز يكى از نويسندگان شيخنشينان خليج فارس وقتى اعتراضاتى بر صدوق كرده بود و او را كذوب گفته و از متأخرين چنانكه از شيخ بهاء الدين عاملى نقل كردهاند مىگويند چون صدوق گفته بود هرگاه عمر من وفا كند كتابى در سهو النبى خواهم نگاشت (لابد سهو در عرفيات باشد) چون شيخ بهاء الدين اين عبارت را ديد گفته بود: ستايش خدايرا كه عمر او را قطع كرد و او را كامياب نساخت كه چنان كتابى بنگارد و شيخ احمد احسايى چون اين مسأله را ديده بود گفته بود صدوق در اين مسأله كذوب است. و بسيارى ديگر از امثال اينگونه اشخاص.
جواب از اين اعتراضات آنست كه خواننده البته نبايد انتظار داشته باشد كه همه مردم جهان از افكار و آراء كسى تمجيد كنند چونكه همه مردم جهان از خداى جهان خشنودى ندارند چه بسيار كسان كه از خدا و حكمت و آفرينش وى نكوهش كردهاند اين دليل نمىشود كه خدا برخلاف حكمت كارى كرده باشد. هرگاه مردم از خدا راضى نباشند چگونه انتظار بايد داشت كه از صدوق راضى باشند؟. كسانى كه وى را كذوب گفتهاند هرگاه از اين جهت باشد كه چون مخالف اعتقادات ايشان چيزى گفته يا نوشته بايد قبول كنند كه هرگاه صدوق نيز زنده بود و اعتقادات ايشان را مخالف اعتقاد خود مىديد آيا به او حق مىدادند او نيز ايشان را كذوب گويد يا نه؟
هرگاه حق مىدادند تحقيقا مردمانى احمق بودهاند كه كارى انجام دهند و خود نيز اعتراف به حماقت خود كرده باشند و هرگاه اجازه نمىدادند كسى به آراء ايشان و شخص ايشان توهين روا دارد چرا در حق ديگران چنين اعتقادى بايد داشته باشند؟!.
شيخ على بن هلال جزائرى در اجازهيى كه براى شيخ على عاملى مشهور به محقق كركى نوشته از وى تعبير: «بالشيخ الصدوق الحافظ» كرده. شيخ على عاملى محقق كركى در اجازه خود كه براى شيخ ابراهيم ميسى نوشته، از صدوق تعبير كرده: «بالشيخ الامام الفقيه المحدث الرحلة، امام عصره». و در اجازه خود كه براى شيخ حسين بن شمس الدين نوشته گفته: «الشيخ- الامام الثقة الصدوق المحدث الحافظ». و در اجازه خود كه براى شيخ صفى الدين عيسى گفته:
«الشيخ الحافظ المحدث الرحلة المصنف الكنز الثقة الصدوق». و شيخ ابراهيم قطيفى در اجازه خود كه براى شمس الدين محمد بن تركى نوشته گفته: «الشيخ الصدوق الحافظ». زين الدين