ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٣ - فهرست مجلد يكم

آسايش مؤمن در سه چيز است ١٢٦

خوشى مرد در سه چيز است ١٢٦

دعاى سه تن برآورده گردد ١٢٦

روزه سالانه از هر ماهى سه روز است ١٢٧

سرگرمى مرد خدا به سه چيز است ١٢٧

آنكه سه چيز دارد گويا همه جهانرا بدو داده‌اند ١٢٧

پيامبر سه كلنگ در خندق زد ١٢٨

پسنديده‌ترين كارها نزد خدا سه چيز است ١٢٨

بيمناك‌ترين چيزها سه چيز است ١٢٨

مؤمن سه كار مكند ١٢٩

از سه چيز اين امت بيمناك بايد بود ١٢٩

سه چيز از جهان پسنديده پيامبر بود ١٣٠

امام صادق هميشه به يكى از سه كار مشغول بود ١٣٠

زيارت‌كننده امام رضا سه سود برد ١٣١

كردارها سه‌گونه است ١٣١

امام باقر سه پند داد ١٣٢

قائم سه حكم كند كه هيچ‌كس نكرده ١٣٣

در بيمارى سه منش است ١٣٣

عمر از سه منش به خدا بازگشت ١٣٤

ابو بكر بر سه چيز اندوه مى‌خورد ١٣٥

دانايان زمين سه تن‌اند ١٣٦

سه تن هيچگاه به وحى كافر نشدند ١٣٦

پاداش كسى كه سه دختر داشته باشد ١٣٦

سه چيز در قيامت به خدا گله مى‌كند ١٣٦

تكليف از سه تن برداشته شده ١٣٧

از تنگ‌چشمى سه منش خيزد ١٣٧

آغاز كار پيامبر سه چيز بود ١٣٧

سه منش شخصى را با مسلمانان شريك سازد ١٣٨

سه چيز است كه هركدام آنها يك ٤٥ از پيامبريست ١٣٨

گروش سه چيز است ١٣٨

سه تن به بهشت نروند ١٣٩

پاداش آنكه سه فرزندش مرده باشند ١٣٩

پاداش سه چيز ١٣٩

سن سه برادر ١٣٩

مردم پس از سه تن خوار شدند ١٤٠

در پرسش سه اثر است ١٤٠

بيش از سه روز كناره‌گيرى روا نيست ١٤٠

سه چيز از خوبى مسلمانى‌ست ١٤١

خدا با سه تن سخن نگويد ١٤١

راست نهادان سه تن‌اند ١٤١

ياران كوه سه تن بودند ١٤٢

دوست‌ترين كارها پيش خدا سه چيز است ١٤٣

مردم جهان سه گروه‌اند ١٤٣

نورى كه سه پاره شد ١٤٥

مردمان خدايرا به سه روى مى‌پرستند ١٤٥

كسى على را به مهمانى خواست به سه شرط ١٤٥

سه چيز كه در على بود ١٤٦

در برير آزاده عائشه سه دستور جارى شد ١٤٦

سه تن بر پيامبر دروغ مى‌بستند ١٤٧

پيش‌كشى و راننده‌يى و سوارى نفرين شدند ١٤٧

سه تن دانسته نشد گناه كدام بزرگتر است ١٤٧

در براء انصارى سه دستور روان شد ١٤٨

در صفوان جمحى سه دستور روان شد ١٤٨

سعد پور معاذ سه مقام داشت ١٤٩

دانايان سه گروه‌اند ١٤٩

هركه با سه كس ستيزد خوار گردد ١٥٠