ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٣٨ - فهرست مجلد يكم

شش پيامبر دو نامه هستند ٢٦٢

شش چيز در شكم مادر نبودند ٢٦٣

شش چيز پس از مرگ نيز سودمند است ٢٦٣

بر در بهشت شش چيز نوشته بود ٢٦٤

شش چيز از جوانمرديست ٢٦٤

خمس شش بخش مى‌گردد ٢٦٤

شش چيز بى‌اختياريست ٢٦٤

خدا شش گروه را به شش چيز شكنجه كند ٢٦٥

شش چيز در مؤمن نيست ٢٦٥

به شش تن سلام مكنيد ٢٦٥

شش چيز شكايت‌انگيز است ٢٦٥

از كشتن شش جانور منع شده ٢٦٦

خدا شش چيز را براى پيامبر و پيروانش بد دانسته ٢٦٧

دين آسان محمدى شش چيز دارد ٢٦٧

شش گروه پاك‌گوهر نباشند ٢٦٨

انبارسازى در شش چيز است ٢٦٨

در شش جا بيرون ريختن از زن جائز است ٢٦٨

بايد در شش چيز به خدا پناه برد ٢٦٨

شش چيز نادر است ٢٦٨

دوستى شش چيز سبب گناهكاريست ٢٦٩

چهارپا شش حق بر دارنده خود دارد ٢٦٩

به شش تن نبايد درود گفت ٢٦٩

تفسير واژه‌هاى ابجد ٢٧٠

ديوانه كسى‌ست كه در او ٦ چيز باشد ٢٧١

در ابتداى شش نماز توجه مستحب است ٢٧٢

از شهيد شش چيز را بيرون مى‌آورند ٢٧٢

مردم شش گروه‌اند ٢٧٢

با دوست خود شش چيز روا مدار ٢٧٣

خدا انگشترى به ابراهيم داد كه در آن ٦ كلمه بود ٢٧٣

خدا شيعه را از شش چيز دور داشت ٢٧٤

على به شش چيز بر ديگران مقدم شد ٢٧٤

شش تن خواهش ايشان برآورده نمى‌شود ٢٧٥

شش گروه نفرين شده‌اند ٢٧٦

كمال مرد به شش چيز است ٢٧٦

مردمان شش گروه‌اند ٢٧٦

باب منشهاى هفتگانه ٢٧٨

دستور دفن هفت چيز ٢٧٨

پيامبر از هفت چيز منع كرد ٢٧٨

هفت اندام از گوسفند حرام است ٢٧٩

به على هفت چيز داده شده ٢٧٩

پيامبر ٧ بار گفت خوشا به آنكه مرا نديده به من گرود ٢٨٠

هفت تن در زير عرش خدا باشند ٢٨٠

در كشمش هفت چيز است ٢٨١

نام و رنگ آسمانهاى هفتگانه ٢٨١

پيامبر هفت سفارش به ابى ذر كرد ٢٨٢

هركه هفت صفت داشته باشد ٢٨٢

هركه رمضان را روزه بدارد ٢٨٣

در قيامت شكنجه هفت تن دردناك است ٢٨٣

فرزانه‌يى براى دانستن هفت كلمه ٧٠٠ فرهنگ رفت ٢٨٤

هفت تن كار خود را تباه مى‌سازند ٢٨٥

سجده بر هفت اندام است ٢٨٥

پيامبر هفت گروه را نفرين كرد ٢٨٥

مؤمن بر مؤمن هفت حق دارد ٢٨٦

كافر با هفت روده مى‌خورد ٢٨٧