ترجمه خصال شيخ صدوق - مدرس گيلاني، مرتضي - الصفحة ٢٨ - فهرست مجلد يكم

دو منش فتنه‌انگيز است ٢٧

خاموشى و پياده‌روى به خانه خدا ٢٧

دو تن امر به معروف مى‌شوند ٢٧

كفر را دو بال است ٢٧

خدا مردم زمين را دو بخش كرد ٢٨

دو دسته از پيروان پيامبر ٢٨

احترام خدايرا درباره دو ناتوان نگاهداريد ٢٨

پاداش آنكه دو دختر داشته باشد ٢٨

دو مرد بوى بهشت را نمى‌شنوند ٢٨

آنچه درباره دو زبان آمده است ٢٩

مردم دو گروه‌اند ٢٩

مردم دو دسته‌اند دانا و دانش‌آموز ٢٩

دو منش كه گناه را زياد و دل را سخت مى‌كند ٢٩

دو منش رهايى از بيمارى خوره است ٣٠

سرگرمى به دو كار بزرگ ٣٠

همه جهان دو كلمه و دو دوم است ٣٠

مرد فقيه نشود تا دو منش نداشته باشد ٣١

در زندگى نيكى براى دو تن است ٣١

در جهان خيرى نيست مگر براى يكى از دو مرد ٣١

دانش دو دانش است ٣١

دو منش شگفت‌انگيز ٣٢

امر به نيكى و بازدارى از بدى ٣٢

بيشتر بندگى أبو ذر دو منش بود ٣٢

زنى كه دو شوى داشته باشد ٣٣

دو دشمن كه براى خداى خود جنگيدند ٣٣

دست باز دو معنى دارد ٣٣

دينار و درهم كشنداند ٣٣

زروسيم دو سنگ مسخ شده‌اند ٣٤

پناه بردن به خدا از دو منش ٣٤

در شيعه دو منش است ٣٤

روزه‌دار را دو شاديست ٣٤

آنچه در دو سوداگر راستگوى و دروغگو آمده ٣٥

دو چيز در صبح و عصر خير مى‌دهند ٣٥

دو خريد و فروش ناشايست است ٣٥

در كالاى نيك دو آفرين است ٣٥

به بنده خداپرست دو منش داده‌اند ٣٦

هركه دو منش داشته باشد او مؤمن است ٣٦

هركه دو منش دارد انسان نيكى‌ست ٣٦

دو چيز در مطلقه مسترابه ٣٦

در منش است كه تهى‌دستى را از ميان مى‌برد ٣٧

تقرب به خدا با دو منش است ٣٧

دو سنت است ٣٧

نيكى نزد دارنده دو منش شايستگى دارد ٣٧

برادران دو گونه‌اند ٣٧

مردمان دو گروه‌اند ٣٨

دو فرمانده‌اند كه فرمانده نيستند ٣٨

دو چيز است كه نماز را تباه مى‌سازد ٣٨

هيچ گامى نزد خدا از دو گام نيكوتر نيست ٣٩

دو منش كه ديو براى نوح يادآور شد ٣٩

دو منش براى مردم ترسناك است ٤٠

از دو منش بازداشته شده ٤١

دو گونه آب نوح را فرمان‌بردارى نكرد ٤١

گروش گفتار با كردار است ٤١

دو گرسنه‌يى كه سير نگردند ٤٢

دو منش از دوستى ايمان است ٤٢

جوانمردى دو گونه است ٤٢