تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٩ - نسيمى از طره دوست!
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
[مقدمه مؤلف]
نسيمى از طرّه دوست!
اگر با وجدان پاك و عقل سليم، در قضايا داورى كنيم، و عوامل مخلّ برون و درون خويش را كه همان غرضهاى شخصى و هواى نفسانى است، كنار بزنيم و بداورى بنشينيم، مسلّما! در باطن و فطرت پاك خويش، حقّ و باطل را در حدّ معيّن مييابيم.
فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ[١].
پس؛ به بندگانم مژده بده! آنها كه بهر سخن، گوش فرا ميدهند و بهترينش را (انتخاب و) تبعيّت ميكنند. آنها كسانىاند كه؛ خدا، هدايتشان كرده! و آنها، همان أولوا الألباباند.
فردى كه؛ بدون دخالت هواى نفس و شخصيّت رجال، بسخنى گوش فرا دهد و بهترينش را پيروى كند، اين همان فردى است كه؛ عوامل مزاحم درك و عقل و فطرت خويش را از بين برده و راه را براى إظهار وجود وجدان پاك و عقل سليم، بازگذاشته است. و تنها اين گروه، أولوا الألباباند.[٢] روش علماى إسلام، همين بوده و حوزههاى درس و بحث علمى- در گذشته و حال- چنين بوده است. اگر بنا بود كه؛ فقهاء، در نقد و بررسى مسائل علمى و فقهى، شخصيّت فقهاء گذشته را در نظر بگيرند و داورى كنند، در اجتهاد بروى آنان بسته ميشد، و أثرى از فضائل و حقايق و معنويّات، باقى نميماند[٣]!
[١] زمر، آيات ١٧ و ١٨.
[٢] در باره أولوا الألباب، به« زمينه تفسير قرآن» صفحه ١٦٢ مراجعه شود.
[٣] البتّه؛ دور از داوريهاى علمى، احترام بشخصيّت و مقام آنان، محفوظ است.
گرچه؛ هنگام داورى و نقد علمى- در واقع- خلاف أدب و احترامى، صورت نميگيرد!.