تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٣٣ - در باره«الرحمن الرحيم»
(١) گفتم: آن، جايز نيست.
فرمود: پس؛ در اين صورت، حقّ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله، عظيمتر از حقّ پدر و مادر است! و حقّ رحم پيامبر- نيز- بالاتر و عظيمتر از حقّ رحم والدين است.
بنا بر اين؛ رحم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله، بصله و اتّصال، سزاوارتر است و جرم و گناه) قطعش، عظيمتر!.
پس؛ واى! و صد واى!! بر كسى كه؛ در رسول خدا [قطع رحم] كند! و واى! و صد واى! بر كسى كه؛ حرمتش را تعظيم و تكريم نكند! آيا ندانستى؛ حرمت رحم رسول خدا (ص)، حرمت رسول خدا (ص) است! و حرمت رسول خدا (ص)، حرمت خدا است!؟ و البتّه! حقّ خدا، از هر منعم غير او، عظيمتر است!. و يقين بدان! هر منعم- جز او- تنها از اين حيث، إنعام كرده كه؛ پروردگارش براى آن، مقدّر او ساخته! و او را بدان توفيق داده است!.
آيا ندانستى؛ خدا بموسى بن عمران، چه گفت؟
گفتم: پدر و مادرم فداى شما! باو چه فرمود؟
إظهار داشت كه؛ خداى تعالى! فرمود: اى موسى! آيا بكنه اين مطلب، پى ميبرى؟ كه رحمت من، ترا تا چه حدّى فرا گرفته؟
موسى گفت: تو، از پدر و مادرم بمن مهربانترى! خدا فرمود: اى موسى! و حقيقت، جز اين نيست كه؛ بخاطر فضل رحمت من، مادرت بتو رحم آورد! بنا بر اين؛ منم كه او را برفق و مدارايش- بر تو- واداشتم! و قلب او را پاك و پاكيزه نمودم! تا خواب شيرين خويش را براى تربيت و پرورشت رها كند! و اگر؛ با او چنين كارى نميكردم، با ديگر زنان، يكسان بود.
(٢) اى موسى! آيا بكنه اين مطلب، پى ميبرى كه؛ بندهاى از بندگان مؤمنم برايش خطا و گناهانى است، كه بآخرين كرانههاى آسمان رسد! آنها را برايش مىآمرزم و باكى ندارم! (موسى) گفت: پروردگارا! چگونه باكى ندارى!؟
فرمود: براى خصلت شريفى كه در بنده من است، و من آن را دوست دارم. و او