تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٦٤

كرده‌اند. پس؛ چه مانعى دارد كه؛ از جمله آنها، محمّد بن على استرآبادى جليل القدر باشد؟

بطورى كه؛ شاگردش صدوق، او را دعا ميكند و در باره‌اش رضى اللَّه عنه ميگويد! و اين، كاشف از جلالت مقام او است! و روايت [دو فرزند] در استرآباد، مخصوص بمحمّد بن قاسم مفسّر خطيب نيست. و همچنين؛ روايت [دو فرزند]، فقط؛ منحصر نيست به روايت تفسيرى كه بر آنها إملاء شده، بلكه مى‌بينيم، علىّ بن محمّد بن سيّار، كه يكى از دو فرزند است، ندبه مشهور سيّد السّاجدين عليه السّلام را- كه علّامه حلّى، بذكر طرق روايت خود، در اجازه كبيرش به بنى زهره، اختصاص داده- روايت ميكند. و از آن طرق، روايت همين [ابن سيّار] را بيان كرده، كه؛ [ندبه‌] را از أبو يحيى (محمّد) بن عبد اللَّه بن زيد المقرى، از سفيان بن عيينه، از زهرى، از امام سجّاد عليه السّلام بازگو ميكند. و يادآور شده كه؛ [ندبه‌] را أبو محمّد قاسم بن محمّد استرآبادى [كه او نيز، يكى از پنج نفر از مشايخ صدوق است، كه صدوق، بدرك آنها نائل شده! و از آنها، در استرآباد و جرجان روايت كرده!] از علىّ بن محمّد بن سيّار نامبرده، روايت ميكند.[١] و از اين پنج نفر، أبو محمّد عبدوس بن علىّ بن عبّاس جرجانى است، كه از او، به [أبو محمّد بن عبّاس جرجانى‌] نيز تعبير مى‌شود. و صدوق، از همين أبو محمّد قاسم، [ندبه‌] را روايت كرده، چنان كه در اجازه نامبرده است. و اين أبو محمّد قاسم، غير از أبو الحسن محمّد مفسّر استرآبادى خطيب است، كه صدوق، از او، فراوان روايت كرده! چون كه؛ إختلاف كنيه و اسم و رسم دارند، اگر چه در بعضى مشايخ، مشترك‌اند. بطورى كه؛ هر دو، از أبو الحسن علىّ بن محمّد بن سيّار روايت ميكنند [مفسّر، از او تفسير را روايت كند، و أبو محمّد، از او ندبه را.] و بر ايشان مشايخ ويژه‌اى نيز وجود دارد.

أبو محمّد قاسم بن محمّد، بروايت [ندبه‌] از عبد الملك بن إبراهيم، اختصاص دارد!- چنان كه در اجازه نامبرده است- و أبو الحسن محمّد بن قاسم مفسّر خطيب، بمشايخ زياد ديگرى اختصاص دارد! و از آنها، روايات زيادى- غير از تفسير إمام عسكرى عليه السّلام- روايت ميكند. و آنها، در كتب صدوق، مانند: من لا يحضره الفقيه، و عيون أخبار الرّضا (ع)، و أمالى، و إكمال الدّين، و توحيد، و كتب ديگرش يافت مى‌شود. و بخاطر معروف بودن خطيب مفسّر، و كثرت طرق و روايات او است، كه؛ صدوق- تحقيقا- فراوان! از او، روايت ميكند! نه از محمّد بن على استرآبادى و


[١] زهرى ميگويد:« شنيدم، مولاى ما، زين العابدين- علىّ بن الحسين- عليهما السّلام بمحاسبه نفس خويش پرداخته! و با پروردگارش مناجات دارد و ميفرمايد:« يا نفس! حتّى م إلى الدّنيا ركونك» بحار، جلد ١٠٧ صفحه ١٢٢.