تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٤٠ - در باره«إياك نعبد و إياك نستعين»

شد (١) در حالى كه او، (مركبش را) ميراند. باو گفت:

فلانى! در باره صد هزار (پولى) كه در اين صندوق است، چه ميگوئى؟

گفت: از آن، هرگز زكاتى ندادم! و هرگز صله رحمى از آن، بجا نياوردم! اضافه نمود، گفتم: پس بر چه (أصول،) آن را گرد آوردى؟

گفت: بخاطر سختگيرى پادشاه! و عائله فراوان! و ترس فقر و تهيدستى عائله! و بعلّت گرفتارى زمانه! گفت: آنگاه؛ از پيش او نرفت، تا قالب تهى كرد! بعد از آن على عليه السّلام فرمود:

الحمد للَّه! كه (خدا)، او را از دنيا خارج كرد، در حالى كه؛ پست و موهون و ملامتگر بود!- بباطلى كه جمعش كرد! و حقّى كه منعش كرد!- آن را جمع و نگهدارى كرد! و آن را بست و بتحكيم درش پرداخت!. در آن، بيابان و سرزمينهاى بى‌آب و علف! و گرداب درياها را پيمود!.

اى (بشر) واقف و آگاه! به نيرنگ و خدعه مپردازد!- آنچنان كه رفيقت ديروز، پرداخت!- بيقين! روز رستاخيز، اندوه و پشيمانى فردى، از همه بيشتر است كه؛ مالش را در ميزان ديگرى ديد! خداى عزّ و جلّ! اين را [بدارائى،] وارد بهشت كند! و آن را به [ندارى‌]، وارد آتش!.

(٢) إمام صادق عليه السّلام فرمود:

و روز قيامت، از اين پشيمانتر، مردى است كه؛ مالى فراوان، با ترس و هراس! و زحمت زياد و روى‌آور شدن خطرات! گردآورى نمود، آنگاه مالش را در صدقات و خيرات و مبرّات، فانى كرد! و نيرو و جوانيش را در عبادات و قربات از دست داد! و او، با اين حال، براى علىّ بن أبى طالب عليه السّلام، فضيلت و حقّش را تشخيص ندهد! و براى او، موقعيّت و محلّش را در إسلام نشناسد! و فردى را كه؛ يكدهم و يك صدم از فضائل او را دارا نيست، بالاتر و برتر از آن جناب بداند!. بر حجج و دلائل، آگاه مى‌شود، امّا؛ روى آن، تأمّل نميكند! بآيات و أخبار، عليه او، إحتجاج مى‌شود! در عين حال، زير بار نميرود!