تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٦٣
تفسير، سخن گفته، و كسانى را كه بر آن، اعتماد دارند! بيان كرده است، (همچون:) شيخ صدوق، در [من لا يحضره الفقيه] و كتابهاى ديگرش. و طبرسى در [إحتجاج]. و ابن شهر آشوب در [المناقب] و محقّق كركى در اجازهاش بصفىّ الدّين. و شهيد ثانى در [المنية]، و مولى محمّد تقى مجلسى، در شرح المشيخة. و فرزندش علّامه مجلسى، در بحار، و ديگر بزرگان. و برخى از سندهاى آن را، كه در صدر نسخههاى اين تفسير، مذكور است، بيان داشته! كه تمام آنها، به شيخ أبو جعفر «ابن بابويه»، منتهى ميشوند. منجمله آنها، اين سند است كه در چاپ أوّل آن، مذكور است. در اوّلش، بعد از بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ^، و حمد پروردگار متعال! اين چنين سندش به ابن بابويه ميرسد:
«ابن بابويه گفت: أبو الحسن محمّد بن قاسم مفسّر استرآبادى خطيب- كه رحمت خدا، بر او!- بما خبر داد كه؛ أبو يعقوب يوسف بن محمّد بن زياد، و أبو الحسن علىّ بن محمّد بن سيّار، بر من حديث كردند- و اين دو نفر، شيعه إماميّهاند- ... [و تشيّع اين دو فرزند، از ناحيه پدرشان است، نه اينكه؛ ابتداء خودشان مستبصر شده باشند!] ...» (و اين دو فرزند، از إمام حسن عسكرى عليه السّلام، تعليم گرفتهاند، چنان كه در الذّريعه، چنين ميخوانيم: آنگاه؛ إمام عليه السّلام بپدرهاى آن دو فرزند فرمود:
اين دو فرزند خود را بگذاريد نزد من بمانند، تا علمى بآنها افاده كنم كه؛ خداوند، آنها را باين وسيله مشرّف گرداند!)[١] بايد دانست كه؛ طريق صدوق، باين تفسير، در محمّد بن قاسم خطيب- كه نسبت دادهاند كه؛ ابن الغضائرى، بجرح او پرداخته!- منحصر نيست، بلكه؛ در بعضى از مصنّفات صدوق، طريق ديگرى در روايت اين تفسير از آن دو نفر است! چنان كه؛ در أمالى صدوق، أوّل مجلس سى و سه، چنين روايت شده است:
«محمّد بن على استرابادى، رضي اللَّه عنه گفت: يوسف بن محمّد بن زياد، و علىّ بن محمّد بن سيّار، بر ما حديث كردند».
و نسخه، ظاهرا صحيح است. و احتمال وقوع تصحيف از طرف ناسخ و تبديل قاسم به على، خلاف أصل است. اضافه بر اينكه؛ از أوّل تفسير، پيداست كه؛ [دو فرزند]، حدود هفت سال در سامراء، اقامت داشتند. و بناچار، بعد از برگشت به استرآباد، تفسير را به أهل استرآباد، روايت
[١] الذّريعه، جلد ٤ صفحه ٢٩٠.