تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٧٠
بن حسن بن فضّال، بيان كرده است]. بلكه؛ چه بسا! از شرح حال علىّ بن محمّد بن شيران (متوفّى در سال ٤١٠) ظاهر مىشود كه؛ أبو الحسين أحمد، نيز، از مشايخ نجاشى است. زيرا: نجاشى با ابن شيران نامبرده، نزد أبو الحسين أحمد ابن غضائرى جمع ميشدند. و اجتماع نزد عالم و حضور در مجلسش، جز براى استفاده علمى از آن عالم نيست. و شايد استظهار آية اللَّه بحر العلوم رحمة اللَّه عليه در «فوائد الرّجاليّه» كه فرمود: [او، مانند پدرش از مشايخ نجاشى است] و جهش اين باشد. ولى؛ بخاطر كوتاهى عمرش بعيد است- چنان كه بيان خواهيم كرد- اگر چه قهپايى هم در «مجمع الرّجال» از اين شرح حال، آن را حمايت كرده است.
بهر حال؛ وفاتش در حيات شيخ طوسى و نجاشى و پيش از تأليف دو كتاب اينها، اتّفاق افتاد. زيرا؛ در تراجم كتابهايشان، هر جا از او يادى كردهاند، برايش از خدا، طلب رحمت نمودهاند! بلكه؛ شيخ طوسى، بسبب وفات او، كه قبل از چهل سالگىاش اتّفاق افتاد! بر او، إظهار تأسّف ميكند! و در أوّل «فهرست» گفته كه؛ شيوخ طايفه از أصحاب حديث، براى تصانيف أصحاب و اصولشان، فهرست تهيّه كردند، ولى او، در بين آنها، كسى را نيافت كه آن را بطور كامل، انجام داده باشد! يا اكثرش را بيان كرده باشد! مگر؛ ابن الغضائرى، كه چنين كارى را كرده است او، دو كتاب تأليف كرد، يكى در ذكر مصنّفات و ديگرى در أصول. و باندازهاى كه يافته و بر آن قادر بوده، اين دو كتاب را كامل كرده است. جز اينكه؛ از أصحاب ما، أحدى، اين دو كتاب را استنساخ نكرده است. و او رحمة اللَّه عليه، از دنيا رفت! و برخى از ورثه او، شروع به از بين بردن اين دو كتاب و كتابهاى ديگرش كردند. و از وفاتش به [اخترام] تعبير شده، (چون؛) در حديث است كه؛ «من مات دون الأربعين فقد اخترم»[١] و شايد از شدّت جزع و ناراحتى بر كوتاهى عمر او بود، كه؛ برخى از جهّال ورثهاش، قصد از بين بردن آثار او كردند- أعمّ از آن دو كتاب و كتابهاى ديگرش- براى اينكه أثرش را بعد از او نبينند! و غم و اندوهشان تجديد نشود!.
خلاصه، صريح كلام شيخ اينست كه؛ او، دو كتاب تأليف كرد، أمّا؛ با كتب ديگرش تلف شد.
نجاشى، براى او، تصنيفى غير آنچه ما، از او بعنوان «التّاريخ» نقل كرديم، بيان نكرده است. أمّا؛ براى ما، بعد از تأمّل، عدم صراحت كلامش- در اينكه براى او كتاب تاريخ است- ظاهر شد.
بخاطر احتمال اينكه ضمير در [تاريخه] به مرگ برقى برگردد، و مرادش چنين باشد: «قال ابن الغضائرى في تاريخ موت البرقى كذا» آنگاه؛ قول [ماجيلويه] را در تاريخ مرگش، بر آن معطوف
[١] يعنى: كسى كه، قبل از چهل سالگى بميرد، هلاك شده است.