تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى - حسينى شاهمرادى، قدرت الله - الصفحة ٧٢
ميكند كه؛ اين كتاب، از تأليف او نيست. و جز اين نيست كه؛ برخى معاندين إثنا عشرى- كه دوستدار اشاعه فحشاء! در بين مؤمنيناند!- تأليف كرده، و بعضى أقوال را در آن مندرج ساخته، و بشيخ و نجاشى نسبت داده! كه آنها، در دو كتابشان به ابن الغضائرى نسبت دادهاند! تا نسبت دادن باو، برايش إمكان دهد تا بتواند از افتراآت و أكاذيب، آنچه كه در آن مندرج نموده، ترويج كند! و از آن افتراآت، قول او است باينكه؛ «مفسّر استرآبادى، اين تفسير را از دو نفر مجهول، روايت كرده است».
چون؛ در راوى، بعد از شناسائى اسم و كنيه و نسب و نسبت و مذهب و آئين و مقرّ و سرزمينش، جهالتى باقى نمانده است.
و از جمله، قول او است باينكه:
«آن دو نفر مجهول، از پدرانشان از إمام، روايت ميكنند».
با اينكه؛ در أوّل كتاب و خلال آن، بعدم واسطه، تصريح شده است.
و از جمله، قول او است باينكه:
«إمام، همان أبو الحسن سوّم است».
با اينكه؛ در موارد زيادى از آن، تصريح است باينكه؛ إمام، أبو محمّد حسن، پدر حضرت حجّة، عليهما السّلام است.
و از جمله؛ قول او است باينكه:
«تفسير، از سهل ديباجى، از پدرش جعل شده است».
با اينكه؛ نه براى سهل، اسمى در سند تفسير است؟ و نه براى پدرش؟! و از جمله؛ قول او است باينكه:
«مشتمل بر مطالب زشت و ناپسند است».
با اينكه؛ در آن، جز بعضى معجزات غريب!- كه در جاى ديگر نيست- پيدا نميشود.
و آنچه، ما بيان كرديم، همان وجهى است كه؛ قديما و جديدا- سيره جارى بين أصحاب ما است، از عدم اعتناء بآنچه كه ابن الغضائرى از جرح، بآن متفرّد است!. و اين، بجهت عدم ثبوت جرح او است، نه عدم قبول جرح او- چنان كه بعضى، سابقه ذهنى دارند-[١] الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ^ قدرت اللَّه حسينى شاهمرادى
[١] الذّريعه، جلد ٤: ٢٨٥ تا ٢٩١.