در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٩ - ٢ - روايات نكوهشگر

و ولايت آنان پذيرفته مى گردد. اين توجيه به رغم خونريزى ظالمانه برخى از آنان، يا ميگسارى و خوردن بيت المال مسلمين به وسيله آنان است.

به علاوه، رواياتى كه جهت اثبات نظريّه عدالت صحابه به آنها استدلال شده اكثراً داراى ضعف سند هستند؛ مثلا سند روايت:

«اصحاب من مانند ستارگانند[١] ضعيف مى باشد و اسفراينى، ابو حيان اندلسى و شاگردش تاج الدين، روايت را دروغ و مجعول شمرده اند[٢].

امّا روايت: «خداوند، مرا و ياران مرا برگزيده و آنان را خويشاوند، داماد و ياريگران من قرار داده است و در آخر زمان، قومى خواهد آمد كه آنان را سرزنش خواهندكرد، ازآنان زن نگيريد، به آنان زن ندهيد، با آنان وصلت نكنيد، به آنان نپيونديد، همانا كه بر آنان نفرين روا داشته شده است».[٣]

در سند اين روايت، «بشير بن عبدالله» قرار دارد كه شناخته شده نيست بلكه ابن حيان گفته است.

«حديث باطل است و هيچ اصلى ندارد»[٤]

دكتر عطيه بن عتيق زهرانى هم گفته است:


[١] - ميزان الاعتدال، ذهبى: ١/ ٤١٣.

[٢] - التبصر فى الدين: ١٧٩.

[٣] - صحيح مسلم: ٤/ ١٨٧٣؛ سنن ترمذى: ٥/ ٦٦٢؛ مسند احمد: ٣/ ١٤.

[٤] - مخالفه الصحابى للحديث النبوى/ عبد الكريم النمله: ٨٣.