دوره ها و پيشگامان بيدارى اسلامى معاصر - اراکی، محسن - الصفحة ١٣٨ - سوم مسئله رهبرى
١. امكان گفتگوى مستقيم و رو در رو با مردم را به عنوان رهبرى دينى كه مؤمنان تن به اطاعتش دهند، بيابد.
٢. مجموعهاى از كادرهاى انقلابى از ميان علما و طلاب دستياران اجرايى او را روشنفكران را در اختيار داشته باشد كه نقش دستياران اجرايى او را در سمت و سو دادن به حركت تودهاى و راهبرى آن در راستاى هدفهاى مورد نظر ايفا كنند.
٣. حادثهاى اجتماعى كه به عنوان موضوعى براى برانگيختن تودهها و تمركز روشنگرىهاى سياسى و نيز بسيج و تحريك مردم عليه رژيم و دستگاههاى تبليغى و سركوبگر آن، در نظر گرفته شود. پس از رحلت آخرين رهبر دينى پيش از امام خمينى (قدس سره)، آيتالله العظمى بروجردى، در ميان محافل مردمى امام خمينى (قدس سره) به عنوان رهبر مذهبى و مرجعيت عالى دينى شناخته شد. علاوه بر اين در آن زمان گروههاى بسيارى از مجتهدين و علما به دست امام خمينى (قدس سره) تربيت و فارغالتحصيل شده بودند و در حقيقت مجموعه بزرگى از روحانيون و كادرهاى دينى كه مرجعيت امام خمينى (قدس سره) و انديشههاى سياسى و اجتماعى او را قبول داشتند و آماده هرگونه جهاد و تلاش و فعاليتى در راه نشر افكار و تحقق هدفهاى او بودند، در اختيار او قرار داشت. بدين گونه بود كه دو عنصر از عناصرى كه براى آغاز انقلاب اسلامى و مردمى از سوى امام خمينى (قدس سره) لازم بود، فراهم گشت و تنها عنصر سوم يعنى حادثه اجتماعى و سياسى كه