چهار كتاب اصلى علم رجال - خامنهاى، سيد على - الصفحة ١١ - تاريخچه و سير اجمالى اين علم تا دوره شيخ و نجاشى

به‌هرحال تأليف و تدوين كتب رجالى كه در قرن سوم صورت نسبتا گسترده و مبسوطى يافته بود، در قرن چهارم به همان نسبت گسترده‌تر و متنوعتر و جامعتر گشت.

نكته‌اى كه از بررسى بسيارى از كتابهاى رجالى اين قرن به دست مى‌آيد، اين است كه اين كتابها در موضوعات محدودتر و محصورترى نگاشته شده و گويا در اين قرن شيوه تخصص‌گرايى رواج يافته و رشته‌هاى تخصصى و موضوعات متنوع مستقلا موردنظر خبرگان و علماى فن قرار گرفته است و اين خود نشانه گسترش دامنه اين علم در قرن مزبور است.

مثلا ابو العباس احمد بن محمد بن سعيد معروف به ابن عقده (متوفا به سال ٣٣٢ يا ٣٣٣)[١]، چنانكه ياد كرديم، كتابى مشتمل بر رجال امام صادق- عليه السلام- فراهم آورد و در آن از چهار هزار نفر تشرف‌يافته به صحبت و روايت آن حضرت نام برده است؛ و ابو الحسين احمد بن الحسين بن عبيد اله غضائرى دو كتاب درباره مؤلفان شيعه (كه اصطلاحا به آنها فهرست اطلاق مى‌شود) نگاشت و كتاب ديگرى مشتمل بر نام راويان ضعيف و غير موثق به نام الضعفاء نوشت‌[٢]؛ و قاضى ابو بكر


[١] . سال وفات او را شيخ در الفهرست، ٣٣٣ و در كتاب رجال، ٣٣٢ ذكر كرده و محقق شوشترى در قاموس الرجال قول اول را به صواب نزديك دانسته است.

قاموس، ج ١، ص ٣٩٧.