الگوى حكومت اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٨٨ - اسلام و حقوق بشر
براى ستمديده ناديده مىگيرد و حق او را سلب مىكند و حرمت او را از بين مىبرد، خداوند براى ستمديده نيز اين حق را داده است تا اقدام به قصاصى نمايد. البته به همان اندازه كه ستمگر در حق او ستم روا داشته است نه بيشتر از آن و اين امر مقتضاى عدالت، انصاف و مقابله به مثل است، چنانچه در آيه به آن اشاره شده است.
قصاص نمودن، در واقع هم يك درس عبرت براى ستمگر و هم براى ديگران است، تا ديگر به حقوق ديگران تعدى ننمايند. به اين ترتيب قصاص نقش بزرگ در حفظ توازن و عدالت اجتماعى دارد. كسى چنين ادعا نكند كه در حق ستمديده بايد حقوق بشر را پياده كرد؛ بنابراين، قصاص از ستمگر مخالف حقوق بشر است و بايد چشم او سالم بماند. ادعاى مذكور به دو دليل بى اساس است:
اولا: چنين ادعايى به اين معنا است كه حق ستمديده هدر برود. اين امر را نه شرع جايز مىداند و نه عقل؛ چنانچه عقلايى هم نيست.
ثانياً: پياده نمودن حقوق بشر به شيوه جديد و غربى آن به نفع ستمگر است. در واقع هم ستمگر و هم ديگران به ستم كردن تشويق مىشوند و اين كار در واقع ترويج براى ستم و طغيانگرى است. روشن است كه قصاص در امنيت و ثبات كشور نقش مؤثر دارد و اين امر معناى آيه مباركه است كه مىفرمايد: