قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٤ - دين و عقل
ج: اين عامل به شخص پيامبر اكرم (ص) بر نمى گردد كه اولًا در مكان و زمان سلطه خرافاتى و نادانى آنهم در مركز بت پرستى بود. ثانيا خود او امّى صرف بود، نه قدرت خواندن داشت و نه نوشتن ثالثا ارتباطات بشرى زير صفر بود. بلكه به طبيعت پيام الهى كه از جهان فوق ماده آمده، تعلق دارد. اين پيام خصوصيات زيادى داشته و دارد:
١- غرض؛ اصلاح همه بشريت بوده كه ظرفيت وجودى پيام را فرامكانى و فرازمانى ساخته است.
٢- [قرآن] افسانه و قصه ندارد و همه كلمات اين كتاب، هم اكنون به نظر متفكرين، متحرك و زنده مى آيد كه زمام جامعه انسانى را به سوى كمال وتربيت و هدايت و سعادت سوق مى دهد.
٣- اصول اعتقادى آن بر عقل و منطق استوار شده كه كمترين تزلزلى در آن راه نيافته است، مثلا تثليث نصارى كه اصل اول آن دين است، تا امروز نامفهوم باقى مانده كه هيچ گاه تناقض آن، براى بشر حل شدنى نيست ولى توحيد اسلامى را هر كس (چه مسلمان و چه كافر و چه جاهل و چه عالم) به سادگى مى فهمد.
٤- قوانينى كه براى زندگانى انسانها به دور از عادت مردم آن زمان و زمانهاى ديگر در قرآن بيان شده در همه اعصار و قرون با در نظرگرفتن همه تحولات حيرت ور در پديده هاى صنعتى و توسعه فرهنگى، عظمت خود را براى بشر در ابعاد مختلف زندگانى او حفظ نموده است.
در ماه گذشته (برج دوم ١٣٩٢ ش) كتابى نوشتم كه درآن ١٥٠ قانون زندگانى از قرآن استخراج و تدوين نمودم كه بشر امروز و عصر آينده به آنها نيازمند هستند و بعقول خود آنها را مى پذيرند.