قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٨ - قانون بيست و ششم تا سى و ششم زندگانى مشوره با مردم
١- زمامدار كشور بدون مسئولين رده بالاى دولت كارى را انجام نمى دهد و شايد مفهوم كلمه (ملأ) كه در كلام اين زن به كار رفته و هم بحسب لغت فراتر از مسئولين بلند پايه دولت باشد، يعنى بزرگان و متنفذان ملى (اعضاى مجلس شورا و سناى امروزى به شمول افسران نظامى):
٢- اطاعت نظاميان از حكومت و عدم مداخله نظاميان در امور سياسى.
اگر بخواهيد فايده اين قانون را در زندگانى ملى به طور محسوس درك كنيد، تفاوت مراتب امنيت و اقتصاد و آزادى و قانون مندى را بين هند و پاكستان مشاهده كنيد.
٣- ترسيم نيكو از روش استعماگران و استثمارگران از زبان ملكه سبأ.
٤- دايم بودن اين روش زمامداران در مستعمرات شان در حال و آينده. اين اصول در نفس خود دستورى نيست بلكه توصيفى است. ولى ترسيم اين روش استعمارى خارجى ها در فرهنگ مردم مستعمرات و چاره جويى در دفع (پيشگيرى از وارد شدن مستعمرين در كشور) و رفع (علاج و اقدام عمومى در اخراج مستعمرين پس از وارد شدن) آن قانون مهمى است.
از مجموع آيات وارده كه آن ها را نقل نكرده ايم، قوانين ديگرى نيز استفاده مى شود:
٥- احتراز از جنگ و خون ريزى و توسل به معاملات سياسى كه سليمان و بلقيس آن را هر كدام به نحوى انجام دادند.
٦- به كار انداختن استخبارات قانونى براى دولت. (گزارش هدهد)