قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤ - ٥ - پاره اى از اقسام زنده جان ها
در كالبد، همان حيات و زندگى مى باشد و ضمير در كلمه «بلغت» در آيه مباركه فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (واقعه/ ٨٣) و آيه مباركه: كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ (قيامت/ ٢٦) به احتمال قوى تر به حيات بر مى گردد[١] و روح آدم كه مخلوق خداوند است و اضافه آن بخدا (روحى/ روح من) اضافه تشريفى است كه فقط شرافت روح انسان را ثابت مى كند نه اينكه- نعوذ بالله- روح انسان، جزء خداوند باشد، خداوند مركب نيست و اجزاء و ابعاض ندارد، مانند اطلاق خانه خداوند بر كعبه و شتر خدا بر شتر صالح پيامبر است، كه تنها بيان كننده شرف خانه و شتر است نه اينكه خداوند حقيقتاً خانه و شترى داشته باشد دقت كنيد كه بسيارى در تفسير آيه اشتباه كرده اند.
٥- پاره اى از اقسام زنده جانها
حيات و زندگى از تعلق تدبيرى روح انسانى به بدن او بوجود مى آيد و اينهم پاره اى از زنده جانهايى كه ميدانيم.
١. خداوند تبارك و تعالى آفريدگار جهان و خالق روح و حيات همه زنده ها.
حقيقت حيات خداوند مانند حقايق ساير صفات ذاتى او براى ما موجودات محدود و متناهى مفهوم نيست، براهين و دلايل عقلى تنها از راه
[١] ١- ولى در آيه دهم سوره احزاب چنين آمده است: وبلغت القلوب الحناجر مى شود براى آن دو توجيه بيان داشت.