قوانين زندگانى انسان در قرآن - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٠
مكث فرمود. سه سال در حال اختفاء و ترس بود، وظيفه خود را اظهار نفرمود تا اينكه خداوند او را به تصدى رسالت امر فرمود و بعد دعوت را اظهار نمود.[١] جمع بين دو روايت اينكه در سه سال پنهان كارى بسيار شديد و ترس زياد بود در دو سال ديگر وضع تا حدى تخفيف يافته بود كه در روايت اخير به حساب نيامده و از سه سال اول ياد آورى شده است.
٦- كلينى در فروع كافى بسند معتبر على الاقوى از امام صادق نقل مى كند كه: روزه روزبيست و هفتم از (ماه) رجب را مگذار (ترك مكن) زيرا اين روز روزى است كه نبوت بر محمد صلى الله عليه وآله نازل شده است.[٢] چند روايت ديگر نيز در اين مضمون وارد شده كه اسانيد آن معتبر نيست و تنها مؤيد اين حديث است و توضيحى در مورد متن آن در جواب سوال هيجدهم گذشت و در تفسير سوره قدر، بعضى از روايات در اين معنى ازطريق اهل سنت نيز نقل خواهد شد.
مبعث در احاديث اهل سنت
اخرج الحافظ ابوبكر خطيب بغدادى متوفاى سال ٤٦٣ در تاريخ خود، ج ٤/ ٢٩٠ به سند معتبر از ابى هريره قال: كسى كه روز ١٨ از ذيحجه را روزه بگيرد براى او روزه شصت ماه نوشته مى شود و آن روز غدير خم مى باشد كه پيامبر (ص) دست على را گرفت و فرمود: آيا من ولى مؤمنين نيستم؟ عرض كردند: بلى. فرمود: كسى كه من مولاى او باشم پس على مولاى او مى باشد. فقال عمر بن الخطاب: بخ بخ لك يابن ابيطالب صبح كردى در حالى كه مولاى من
[١] . همان ١٧٧
[٢] . بحارالانوار ج ١٨/ ١٨٩ و ج ٩٧/ ٣٥