عاشورا و اهميت دين - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٤ - ٤ ذكر چند نكته (از سخنرانى ايشان در تاسوعاى ١٣٨٩ با تفصيل بيشتر)
نموده است: مشهور است كه وقتى سر بريده امام حسين (ع) را از كربلا به شام آوردند او اهل شام را جمع كرد و با چوب خيزران سر مقدس را مى خراشيد يعنى به فشار ميزد و اشعار زير رامى خواند كه معروفاست و دو شعر ديگر كه صريح كفر بود، زياد كرد. بعد مظالم ديگر يزيد را نقل كرده كه مناسب نقل نيست تا اينكه از ابن جوزى نقل مى كند كه اگر در دل يزيد كينه هاى جاهلى (قبل ازاسلام) و دشمنى هاى بدرى (كه سران قريش در جنگ بدر كشته شدند) نمى بود به رسوايى اهل بيت نمى پرداخت و سر حسين را احترام مى كرد و دفن مى نمود ...
٧ سنايى غزنوى در حق يزيد و آل او مى گويد:
برچنين قوم تو لعنت نكنى شرمت باد لعن الله يزيد و على آل يزيد اشعار او زياد است كه از نقل آنها خوددارى شد.
٨ سيوطى و ابن حجر نوشته اند: واقدى به چند طريق از عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه روايت كرده كه: به خدا سوگند ما بر يزيد خروج نكرديم مگر اينكه ترسيديم از آسمان سنگباران شويم. همانا يزيد مردى بود كه مادران اولاد و دختران و خواهران را نكاح ميكرد، شراب مى نوشيد و نماز نمى خواند.
٩ باز سيوطى در تاريخ خلفاء نقل مى كند: وقتى اهل مدينه در اثر فسق و فجور يزيد بر او خروج كردند او لشكر زيادى براى قتل آنان فرستاد. در اين حمله مردم زيادى از صحابه رسول خدا (ص) كشته