عاشورا و اهميت دين - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٠ - ٤ ذكر چند نكته (از سخنرانى ايشان در تاسوعاى ١٣٨٩ با تفصيل بيشتر)
دوم: پيروزى در اين كار زمينه ساز امر به معروف و نهى از منكر و بوجود آوردن اصلاحات در ميان امت اسلامى بود نه اينكه علت اصلى قيام ايشان امر به معروف و نهى از منكر بود.
سوم: از مسلمات فقهى اين است كه براى امر به معروف و نهى از منكر جايز نيست فردى جان خود را از دست بدهد، در فرض به خطر افتادن جان، وجوب امر به معروف و نهى از منكر ساقط مى شود لذا از امام چهارم تا امام يازدهم هيچ كدام براى وجوب امربه معروف و نهى از منكر و حتى وجوب ارشاد، جان خود را از دست ندادند و حتى خود را در معرض هلاكت قرار ندادند و همچنين دانشمندان بزرگ جهان اسلام در طول تاريخ اسلامى در مقابل دولتهاى جابر و ستمگر تا كشتن خود پيش نرفتند بلكه وجوب امر به معروف و نهى از منكر را از ذمه خود ساقط مى دانستند بلكه فقهاى ما در فرض ضرر پايين تر از كشته شدن نيز امربه معروف و نهى از منكر را واجب نمى دانند.
چهارم: براى امام حسين (ع) حتى در روز عاشورا ميسّر بود كه پيشنهاد مصالحه را بدهد و مسلَّماً بوسيله بيعت با يزيد جان خود را ميتوانست از كشته شدن نجات دهد. پس معلوم است كه قيام او براى بقاى اسلام و نابودى كفر بوده است. براى امام (ع) معلوم بوده كه قيام او شكست ندارد. چه در جنگ پيروز شود و چه كشته شود، يزيد نمى تواند دين را از بين ببرد. در فرض كشته شدن يزيد، يك نظام