تصويب قانون اساسى در لويه جرگه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١ - ب - ماده دوم
يكى از راديوهاى بيگانه كه بدتر از ابليس وسوسهگر است شبى ميگفت معنى دين دولت اينست كه اسلام دين مردم نيست مردم به هر دينى باشند اشكال ندارد و زمينه را براى ترويج دين استعمارى مسيحيت و ارتداد مسلمانها از اسلام فراهم ميكرد، درحاليكه اين ماده به آنچه كه او وسوسه مىكرد نظارت و دلالت ندارد.
ذيل ماده دوم براى يهود و نصارى كه اهل كتاباند ذكر شده كه از نظر اسلام ذمى هستند و اگر به شرايط ذمه عمل كنند ميتوانند به آزادى با دين خود در جامعه اسلامى زندگانى كنند، ولى اسلام ارتداد مسلمان را نمىپذيرد و بين اين دو مسأله نبايد اشتباه نمود.
بعضى از شخصيتهاى جهادى و سياسى بخاطر جلوگيرى از ترويج مسيحيت توسط خارجىها ذيل اين ماده را مخصوص به هندوها سكها نموده بود، كه دوباره آن را كميسون قانون اساسى به شكل فعلى آن درآوردند، ظاهرا خصوصيت مذكور بخاطر، ناآگاهى نمايندگان راى اكثريت را بدست نياورده بوده است.
در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه روشهاى بتبرستها دين شمرده نميشود دين فقط به قوانين آسمانى كه بر انبياء (ع) نازل ميشود مصطلح است.
هرچند در قرآن مجيد كلمه دين بر روش كافرين كه احتمالا شامل مشركين هم است اطلاق شده است و شايد از باب مشاكله مجازا اطلاق شده باشد.
و ذمه بودن در فقه جعفرى مخصوص اهل كتاب است و