تصويب قانون اساسى در لويه جرگه
(١)
2 - طومارهاى شيعيان
٦ ص
(٢)
3 - اقدام رئيس دولت
٧ ص
(٣)
4 - مطالبه غرامت جنگى از روسها
٩ ص
(٤)
5 - تصرف در مواد مصوبه
١٠ ص
(٥)
6 - تصويب ذكر نام دولت انتقالى اسلامى
١٢ ص
(٦)
7 - سه ماده قانون اساسى
١٤ ص
(٧)
الف - ماده اول
١٤ ص
(٨)
نيرنگ عجيب
١٩ ص
(٩)
ب - ماده دوم
٢٠ ص
(١٠)
ج - ماده سوم
٢٢ ص
(١١)
نادانى چه بلايى است
٢٤ ص
(١٢)
ح - يك بحث علمى
٢٥ ص
(١٣)
چاره جويى نمايندگان
٢٨ ص
(١٤)
8 - اعمال فشار خارجى ها
٢٩ ص
(١٥)
در ارگ مركز رياست جمهورى چه گذشت؟
٣٢ ص
(١٦)
9 - اتفاق عجيب
٣٤ ص
(١٧)
منبع قانون گزارى چيست؟
٣٧ ص
(١٨)
10 - ماده ششم و هفتم
٣٧ ص
(١٩)
از اين دو ماده امور زير استفاده ميشود
٣٨ ص
(٢٠)
3 - انكاشف متوازن در همه مناطق
٣٨ ص
(٢١)
11 - ماده دهم
٣٩ ص
(٢٢)
چرا اين ماده در جلسه عمومى طرح نشد!
٤٥ ص
(٢٣)
12 - ماده شانزدهم
٤٦ ص
(٢٤)
13 - ماده بيست و سوم(اول فصل دوم)
٤٧ ص
(٢٥)
14 - تساوى حقوق زن با مرد
٤٩ ص
(٢٦)
15 - ماده بيست و چهارم
٥٦ ص
(٢٧)
16 - ماده بيست و هشتم
٥٦ ص
(٢٨)
17 - ماده بيست و نهم
٥٦ ص
(٢٩)
18 - ماده چهل و سوم
٥٧ ص
(٣٠)
19 - ماده چهل و پنجم
٥٩ ص
(٣١)
20 - پوهنتون اسلامى
٦١ ص
(٣٢)
21 - ماده چهل و ششم
٦٣ ص
(٣٣)
22 - ماده چهل و نهم
٦٣ ص
(٣٤)
23 - ماده پنجاه و ششم
٦٣ ص
(٣٥)
24 - ماده پنجاه و هشتم
٦٤ ص
(٣٦)
فصل سوم رئيس جمهور
٦٥ ص
(٣٧)
25 - ماده شصتم
٦٥ ص
(٣٨)
26 - ماده شصت و يكم
٦٥ ص
(٣٩)
27 - ماده شصت و چهارم
٦٦ ص
(٤٠)
فصل چهارم
٦٧ ص
(٤١)
28 - حكومت
٦٧ ص
(٤٢)
29 - ماده هفتاد و دوم
٦٧ ص
(٤٣)
30 - ماده هفتاد و سوم
٦٨ ص
(٤٤)
فصل پنجم شوراى ملى
٦٩ ص
(٤٥)
31 - ماده هشتاد و چهارم
٦٩ ص
(٤٦)
32 - ماده يكصد و چهارم
٦٩ ص
(٤٧)
فصل ششم قضاء
٧٠ ص
(٤٨)
33 - ماده يكصد و بيست يكم
٧٠ ص
(٤٩)
34 - ماده يكصد و بيست و نهم
٧١ ص
(٥٠)
35 - ماده يكصد و سى ام
٧١ ص
(٥١)
36 - مرجع اخذ قوانين
٧٢ ص
(٥٢)
37 - ماده يكصد و سى و يكم
٧٤ ص
(٥٣)
مدلول اين ماده
٧٧ ص
(٥٤)
38 - فصل هشتم اداره
٧٩ ص
(٥٥)
39 - ماده يكصد و سى و هفتم صلاحيت هاى ولايات
٨٠ ص
(٥٦)
40 - فصل دهم تعديل
٨١ ص
(٥٧)
فصل يازدهم احكام متفرقه
٨٢ ص
(٥٨)
41 - ماده يكصد و پنجاه چهارم
٨٢ ص
(٥٩)
42 - ماده يكصد و پنجاه هفتم
٨٢ ص
(٦٠)
43 - فصل دوازدهم احكام انتقالى
٨٣ ص
(٦١)
44 - سه موضوع قابل توجه
٨٤ ص
(٦٢)
45 - قابل توجه علماى جيد دينى كشور
٨٦ ص
(٦٣)
46 - زمينه تطبيق قانون اساسى
٨٨ ص
(٦٤)
آثار غير مطبوعه مولف
٩٢ ص

تصويب قانون اساسى در لويه جرگه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١ - ب - ماده دوم

يكى از راديوهاى بيگانه كه بدتر از ابليس وسوسه‌گر است شبى ميگفت معنى دين دولت اينست كه اسلام دين مردم نيست مردم به هر دينى باشند اشكال ندارد و زمينه را براى ترويج دين استعمارى مسيحيت و ارتداد مسلمانها از اسلام فراهم ميكرد، درحاليكه اين ماده به آنچه كه او وسوسه مى‌كرد نظارت و دلالت ندارد.

ذيل ماده دوم براى يهود و نصارى كه اهل كتاب‌اند ذكر شده كه از نظر اسلام ذمى هستند و اگر به شرايط ذمه عمل كنند ميتوانند به آزادى با دين خود در جامعه اسلامى زندگانى كنند، ولى اسلام ارتداد مسلمان را نمى‌پذيرد و بين اين دو مسأله نبايد اشتباه نمود.

بعضى از شخصيت‌هاى جهادى و سياسى بخاطر جلوگيرى از ترويج مسيحيت توسط خارجى‌ها ذيل اين ماده را مخصوص به هندوها سكها نموده بود، كه دوباره آن را كميسون قانون اساسى به شكل فعلى آن درآوردند، ظاهرا خصوصيت مذكور بخاطر، ناآگاهى نمايندگان راى اكثريت را بدست نياورده بوده است.

در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه روش‌هاى بت‌برستها دين شمرده نميشود دين فقط به قوانين آسمانى كه بر انبياء (ع) نازل ميشود مصطلح است.

هرچند در قرآن مجيد كلمه دين بر روش كافرين كه احتمالا شامل مشركين هم است اطلاق شده است و شايد از باب مشاكله مجازا اطلاق شده باشد.

و ذمه بودن در فقه جعفرى مخصوص اهل كتاب است و