تصويب قانون اساسى در لويه جرگه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨ - الف - ماده اول
جواب شبهه سوم اينكه: مسلمان بودن مردم افغانستان و حتى مسلمان بودن مسئولين دولتى افغانستان ربطى به اسلامى بودن نظام دولت و حكومت ندارد.
راست است كه مردم از قرنها قبل مسلمان متصلب بودهاند ولى اين هم راست است كه رژيمهاى گذشته يك هم اسلامى نبوده است و بايد آهستهآهسته نظام را به سوى اسلامى شدن برد البته به زور آزادى و بيدارى مردم و آراى آنان كه در لويه جرگه مشاهده شد نه به زور تفنگ و سفاكى كه جمعى از بىخردان به آن مشغولند.
جواب شبهه چهارم: اينكه اين گويندگان از برنامههاى اسلامى و شريعت آن به كلى بىخبرند و گويا از غربىها تقليد مى كنند كه مسيحيت را از سياست جدا ميدانند اسلام شريعت خدا در دنيا و آخرت است و جدايى دولت و سياست از شريعت اسلامى قابل تصور نيست.
عمده شبهه اخير است، بايد انصاف دهيم كه در شرايط فعلى، دولت كشور ما آمادهگى پياده كردن و دستورات اسلامى را در همه سطوح زندگانى ندارد.
اگر پسوند اسلامى مضر نباشد حداقل نمىشود به آن دل خوش كرد، ولى بايد متوجه دو مطلب ديگر هم بود، اول اينكه در راى گيرى براى داخل كردن كلمه اسلامى در نام دولت در لويه جرگه اضطرارى، اتفاق نظر و قيام عمومى براى آن ميزان علاقه عمومى مردم را به اسلام در انظار خارجىها به اثبات رسانيده و ديگر كمتر تلاشى