تصويب قانون اساسى در لويه جرگه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣
ولى نگارنده روى عللى مهم رغم اعتقاد بر نقايص فوق در اين دو لويه جرگه شركت كردم و نقش فعال داشتم.
در لويه جرگه اضطرارى كلمه (اسلامى) را در بحبوحه تهاجم فرهنگى ضد دينى در تبليغات خارجى و لائيكهاى داخلى در نام دولت با رضاى نمايندگان لويه جرگه (به اتفاق آراه) جا انداختم كه بعدها حتى خارجيان مقيم كشور هم جرئت مخالفت با اسلام را از دست دادند و آنرا يك موضوع مسلم ملى دانستند.
در لويه جرگه تصويب قانون اساسى (قوس و جدى ١٣٨٢) به دو دليل شركت خود را لازم ديدم، يكى اسلامى نمودن قانون اساسى كه صد در صد در انجام آن موفق شدم و اين توفيق كامل از جانب پروردگار رحيم و مهربان بود. و ديگرى راه يافتن ذكر فقه شيعى (رسميت مذهب جعفرى براى شيعيان افغانى) كه به فضل حضرت حق براى اولين بار در تاريخ سياسى كشور در قانون اساسى كه تقريبا به اتفاق آراء تصويب شد و حدود هفتاد يا هشتاد فيصد كامياب شدم.
ولى لويه جرگههايى كه در قانون اساسى فعلى ١٤/ ١٠/ ٨٢ تعريف شده قابل قبول است و اگر در شريط نمايندگان مجلس شوراى ملى بعضى از مراتب علمى ذكر گردد بهتر به آن اعتماد مىشود.
بهرحال در هر دو لويه جرگه (مجلس بزرگ) من خود را كانديد نكردم و نه قصد دارم در آينده در هيچ انتخابى از انتخابات شركت كنم زيرا راى خواستن از مردم را با مقام علمى مناسب نميدانم.
بلكه در هر دو لويه جرگه فوق از طرف محترم حامد كرزى رئيس اداره مؤقت و دولت انتقالى بعنوان نماينده انتصابى شركت كردم