تصويب قانون اساسى در لويه جرگه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦ - الف - ماده اول
ما دارد مثلا شورايى باشد يا فردى؟ رئيس حكومت و رئيس دولت هر دو داشته باشد يا يكى؟ هر دو باصلاحيت باشند يا يكى؟ صلاحيت هاى آنان چه مقدار تفاوت داشته باشد و هكذا.
امروز جمعى از جوانان كمتجربه و بزرگسالان كمفكر ادعاى روشنفكرى دارند و دل به آن خوش ميكنند در حاليكه به نظر من اينان فكر درستى ندارند تا گفته شود كه تاريكفكراند يا روشنفكر؟!! در شرايط زمان فعلى متفكر كسى است كه حداقل هزار جلد كتاب را در موضوعات مختلف مطالعه كرده باشد و توانايى تشخيص صحيح و ابطل را در مسايل مختلف فيه آنها داشته باشد، و آنگاه معلوم ميشود كه فكر او روشن است و حقگرا، يا تاريكفكر باطلگرا؟!!
بهرحال تعريف اسلامى كه صفت دولت يا جمهورى واقع ميشود همان ماده سوم است كه قبل نص آنرا نقل كرديم و لازم نيست بهانهگيرى شود.
جواب شبهه دوم اينست: كه بلى در گذشته از اسلام سوء استفاده شده و در آينده هم حتما خواهد شد، ولى معترضين يك مفهوم از مفاهيم مقدس انسانى را نشان دهند كه از آن سوءاستفاده نشده و در آينده نشود؟!
كمونيستهاى افغانى يك ميليون يا صدها هزار از مسلمانان هموطن ما را بنام دموكراتيك و خانه و نان و لباس كشتند پس نبايد از دموكراسى و نان و لباس و خانه نام ببريم!! و مسلما در اينده هم از اينها سوءاستفاده خواهد شد.