اقتصاد معتدل - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩ - (سوسيالستى)
تر از آن است كه نقاط ضعيفه اقتصادى را برطرف كند مردم را از چنگ عفريت استثمار نجات دهد و بتواند عدالت اجتماعى كه مبراء از ظلم بهمه طبقات باشد حاصل دارد.
متاسفانه يك عده از جوانان ما كه طريقه اقتصاد سرمايهدارى را مخالف احساسات و عواطف انسانى خويش مىپندارند بلاشرط تسليم طريقه سوسيالستى و يا كمونستى ميشوند، غافل از اينكه اين طريقه هم پيروزى را دربرندارد بلكه مرحله نهائى اين نظريه (يعنى مرتبه دوم آنكه كمونستى باشد) كه مردم را بانتظار تطبيق خود خوشحال ميسازد اصلا قابل تحقق نيست و هيچگاهى هم در جوامع بشرى محقق نخواهد شد. آرى راستى راستى كه اين خيال است و محال است و جنون، بارى افراد دانسته باين موضوع توجه خواهند داشت كه از بالاترين شرائط تكامل و رسيدن به حقيقت هر مطلب قضاوت آزاد و بيطرفانه و حوصله بخرج دادن در كاوشهاى علمى ميباشد نه متابعت عواطف و احساسات زودگذر كه بار انسان را در سفر علمى هرگز بمنزل نخواهد رسانيد.
(سوسيالستى)
طريقه ماركس داراى دو مرتبه است يكى اشتراكى (سوسيالستى) و ديگر شيوعيت (كمونستى). سوسيالستى بنظر ماركس از يك طرف طريقه سرمايهدارى را از صحنه خارج و جاى او را اشغال ميكند از طرف ديگر زمينه را براى نفوذ كمونستى آماده مى سازد، يعنى سوسيالستى واسطه است بين سرمايهدارى كه باعث بدبختى اجتماع است و كمونستى كه آخرين نقطه صعود مادى انسان است اشتراكى و سوسيالستى از چهار اصل تشكيل شده.
(١) نابود كردن امتيازات طبقاتى و بوجود آوردن يك اجتماع خالى از طبقات كه كارگران تحت اثر و استثمار سرمايهداران واقع نشوند.
(٢) تاسيس حكومت دكتاتور و مستبد كه قدرت تطبيق اشتراكى را داشته باشد.